ذخیره جستجوی فعلی

برای استفاده از این ویژگی وارد سیستم شوید


عنوان / کلیدواژه / DOI / DOR
نویسنده

    نتیجه جستجو( 9936 )

  • دسترسی آزاد مقاله

    تبیین مدل توسعه کارآفرینی گردشگری میراث فرهنگی با تأکید بر ظرفیت‌های استان گلستان

    محمد احمری , سید محمدرضا حسینی , پرویز سعیدی , سامره شجاعی
    راهبرد توسعه , شماره 86 , سال 22 , فصل تابستان سال 1405
    <p>توسعه کارآفرینی در گردشگری میراث فرهنگی نقش مهمی در بهره&zwnj;برداری از ظرفیت&zwnj;های تاریخی و فرهنگی و ایجاد فرصت&zwnj;های اقتصادی پایدار دارد. با توجه به وجود ظرفیت&zwnj;های قابل توجه میراث فرهنگی در استان گلستان و در عین حال فاصله میان ظرفیت&zwnj;های بالقوه و وضعیت بهره&zwnj;برداری موجود، هدف پژوهش حاضر تبیین مدل توسعه کارآفرینی گردشگری میراث فرهنگی با تأکید بر ظرفیت&zwnj;های استان گلستان بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، آمیخته اکتشافی است. در گام نخست، شناسایی مؤلفه&zwnj;ها با استفاده از راهبرد نظریه داده&zwnj;بنیاد به صورت نظام&zwnj;مند انجام گرفت. انتخاب مشارکت&zwnj;کنندگان با بهره&zwnj;گیری از نمونه&zwnj;گیری هدفمند قضاوتی آغاز و در ادامه بر اساس منطق &laquo;نمونه&zwnj;گیری نظری&raquo; جهت تبیین و بسط ویژگی&zwnj;های مقوله&zwnj;های در حال ظهور، تا دستیابی به اشباع نظری تداوم یافت. بدین منظور، ۱۷ مصاحبه عمیق و نیمه&zwnj;ساختاریافته با خبرگان دانشگاهی و اجرایی انجام شد. سپس در گام دوم برای ارائه مدل از روش مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار اسمارت پی ال اس استفاده شد. جامعه آماری شامل 380 نفر از مدیران و کارشناسان حوزه گردشگری و میراث فرهنگی استان گلستان بود که 168 نفر به روش نمونه&zwnj;گیری تصادفی ساده به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. یافته&zwnj;های بخش کیفی نشان داد که مدل توسعه کارآفرینی گردشگری میراث فرهنگی در استان گلستان شامل ۵۹ مؤلفه در قالب 9 بعد (فردی، محیطی، ساختاری، حاکمیتی، فرهنگی، اجتماعی، ارتباطی، اقتصادی و فناورانه) است. همچنین نتایج بخش کمی بیانگر آن است که این ابعاد به ترتیب با ضرایب 800/0، 856/0، 753/0، 881/0، 879/0، 861/0، 885/0، 861/0 و 842/0 بر تبیین مدل توسعه کارآفرینی گردشگری میراث فرهنگی تأثیرگذار هستند. در مجموع، نتایج پژوهش بر ضرورت توجه هم&zwnj;زمان به ابعاد مختلف و بهره&zwnj;گیری از ظرفیت&zwnj;های فرهنگی و تاریخی استان گلستان در قالب رویکردی یکپارچه در برنامه&zwnj;ریزی و سیاست&zwnj;گذاری تأکید دارد؛ امری که می&zwnj;تواند زمینه&zwnj;ساز تقویت کارآفرینی و توسعه پایدار گردشگری میراث فرهنگی در این استان باشد.</p>
  • دسترسی آزاد مقاله

    آسیب‌شناسی توسعه دیجیتال و زوال تکثر فرهنگی: واکاوی پادآرمان‌شهری سریال آینه سیاه در پرتو روان‌سیاست بیونگ‌چول هان

    محمدمعین جباری , علیرضا صیاد
    راهبرد توسعه , شماره 86 , سال 22 , فصل تابستان سال 1405
    <p>این مقاله با هدف بررسی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی توسعه شتابان فناوری&zwnj;های دیجیتال، به واکاوی سریال آینه سیاه بر اساس منظومه فکری بیونگ&zwnj;چول هان می&zwnj;پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که چگونه &laquo;جامعه شفافیت&raquo; و منطقِ روان&zwnj;سیاسی نئولیبرالیسم، زیرساخت&zwnj;های توسعه فرهنگی اصیل را با چالش مواجه کرده و منجر به &laquo;طرد دیگری&raquo; شده&zwnj;اند. با تحلیل اپیزودهای برگزیده&zwnj;ای همچون &laquo;سقوط آزاد&raquo; و &laquo;تمام تاریخچه تو&raquo;، این نوشتار استدلال می&zwnj;کند که فرآیند دیجیتالی&zwnj;شدن زندگی روزمره، منجر به ظهور &laquo;سوژه دستاورد&raquo; شده است؛ انسانی که در توهمی از آزادی، به خوداستثمارگری پرداخته و پیوندهای اجتماعی پایدار را فدای کارایی و رتبه&zwnj;بندی&zwnj;های کمی می&zwnj;سازد. یافته&zwnj;های پژوهش نشان می&zwnj;دهد که توسعه فنی در غیابِ تاملات اخلاقی و فرهنگی، به &laquo;خشونت مثبت&raquo; منجر شده است؛ وضعیتی که در آن با از میان رفتن مرز میان حریم خصوصی و عمومی، &laquo;منفیت&raquo; و تفاوت&zwnj;های فرهنگی جای خود را به &laquo;زیبایی&zwnj;شناسی امر صاف&raquo; و یکسان&zwnj;سازی توده&zwnj;ای داده&zwnj;اند. در این چهارچوب، سریال آینه سیاه نه به عنوان یک اثر صرفاً علمی-تخیلی، بلکه به مثابه هشداری جامعه&zwnj;شناختی در خصوص بحرانِ &laquo;فرسودگی روانی&raquo; و زوال امر اجتماعی تحلیل می&zwnj;شود. مقاله در نهایت نتیجه می&zwnj;گیرد که توسعه فرهنگی پایدار در عصر دیجیتال، مستلزم بازنگری در مفهوم شفافیت و بازپس&zwnj;گیری حقِ پنهان&zwnj;ماندگی و رازآلودگی در برابر سیطره الگوریتم&zwnj;هاست تا امکان بازیابی تجربه&zwnj;های اصیل انسانی و پذیرش &laquo;دیگری&raquo; فراهم گردد.</p>
  • دسترسی آزاد مقاله

    شناسایی و تدوین روش‌های جذب منابع مالی و حامیان مالی در مسابقات و بازاریابی ورزشی

    سیاوش خداپرست , عظیم صلاحی کجور , مژگان توکلی
    راهبرد توسعه , شماره 86 , سال 22 , فصل تابستان سال 1405
    <p>پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تدوین مدل جامع روش&zwnj;های جذب منابع مالی و حامیان مالی در مسابقات و بازاریابی ورزشی در آموزش و پرورش استان گیلان انجام شد. این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکرد آمیخته اکتشافی متوالی در دو فاز کیفی و کمی اجرا شد. در فاز کیفی، با 20 نفر از خبرگان حوزه ورزش، بازاریابی ورزشی و مدیریت مالی آموزش و پرورش استان گیلان مصاحبه&zwnj;های نیمه&zwnj;ساختاریافته انجام شد و داده&zwnj;ها با استفاده از تحلیل مضمون براون و کلارک تحلیل گردید. در فاز کمی، مدل مفهومی استخراج&zwnj;شده با استفاده از شاخص&zwnj;های نسبت روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) توسط 12 خبره اعتبارسنجی و سپس با استفاده از داده&zwnj;های 371 نفر از مدیران، مربیان، معلمان تربیت بدنی و حامیان مالی فعال استان، از طریق مدل&zwnj;سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی در نرم&zwnj;افزار SmartPLS 3 آزمون شد. یافته&zwnj;های بخش کیفی به شناسایی 194 عبارت معنایی، 54 کد باز، 18 مضمون فرعی و 6 مضمون اصلی شامل روش&zwnj;های جذب منابع مالی، حامیان مالی و حمایت مالی، استراتژی&zwnj;های بازاریابی ورزشی، چالش&zwnj;ها و موانع مالی، همکاری&zwnj;های بین&zwnj;سازمانی و ظرفیت&zwnj;های محلی و منطقه&zwnj;ای منجر شد. نتایج بخش کمی نشان داد که تمامی روابط ساختاری مدل در سطح 0.001 معنادار بودند. در میان ابعاد مدل، چالش&zwnj;ها و موانع مالی با ضریب مسیر 0.901 و ظرفیت&zwnj;های محلی و منطقه&zwnj;ای با ضریب مسیر 0.898 قوی&zwnj;ترین ارتباط را با سازه محوری جذب منابع مالی و حامیان مالی داشتند؛ در مقابل، استراتژی&zwnj;های بازاریابی ورزشی با ضریب مسیر 0.708 کمترین، اما همچنان ارتباط معنادار را نشان داد. این الگو بیانگر آن است که جذب منابع مالی در ورزش دانش&zwnj;آموزی استان گیلان، پدیده&zwnj;ای چندبعدی است که بیش از همه با شدت موانع مالی و قابلیت بهره&zwnj;گیری از ظرفیت&zwnj;های بومی و منطقه&zwnj;ای پیوند دارد و در کنار آن، حمایت مالی، همکاری&zwnj;های بین&zwnj;سازمانی و راهبردهای بازاریابی نیز نقش معناداری در تبیین مدل دارند.</p>
  • دسترسی آزاد مقاله

    شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر اخلاق كاري كاركنان با استفاده از روش ترکیبی دیمتل و فرایند تحلیل شبکه (ANP)

    حسن فراتی , زهرا مقیمی
    مدیریت فردا , شماره 86 , سال 25 , فصل بهار سال 1405
    <p>هدف: هدف: امروزه موضوع اخلاق کاری بسیار مورد توجه مدیران و سازمان ها قرار گرفته است. هدف این پژوهش شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر اخلاق كاري كاركنان با استفاده از روش ترکیبی دیمتل و فرایند تحلیل شبکه انجام شده است. روش شناسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ گردآوری داده ها توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری کلیه کارکنان و مربیان دانشکده های فنی و حرفه ای استان سمنان می باشد و ده نفر از کارشناسان و خبرگان سازمان در تشکیل پانل خبرگی مشارکت داشته اند. گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه های محقق ساخته و پاسخگویی مبتني بر مقايسات زوجي صورت گرفته است. براي تجزیه و تحلیل داده ها از روش تلفیقی دیمتل و فرايند تحليل شبکه استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان داد عوامل فردی، عوامل فرهنگی و اجتماعی و فرهنگ سازمانی، از مهمترین و نیز تاثیرگذارترین عوامل موثر بر اخلاق کاري هستند و عوامل اقتصادی با اینکه جزو عوامل تاثیرگذارند اما به لحاظ وزنی نسبت به سایر عوامل از اهمیت کمتری برخوردارند. نتیجه گیری: با توجه به اهمیت و تاثیر بالای فرهنگ فردی و اجتماعی در شکل گیری فرهنگ و اخلاق کاري، توجه ویژه به این امور و برنامه ریزی های فرهنگی برای ارتقاء سطح اخلاقیات از نیازهای ضروری هر سازمان است. کلید واژه ها: اخلاق؛ اخلاق کار حرفه اي؛ عوامل درون سازمانی؛ عوامل برون سازمانی</p>
  • دسترسی آزاد مقاله

    شناسایی و تحلیل ابعاد الگوی پیشگیری از واپس زنی دانش (مطالعه موردی: آموزش و پرورش استان گلستان)

    راحله سادات میرفندرسکی , روح اله سمیعی , راضیه نادرخانی
    راهبرد توسعه , شماره 86 , سال 22 , فصل تابستان سال 1405
    <p>هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تحلیل ابعاد الگوی پیشگیری از واپس&zwnj;زنی دانش در آموزش&zwnj;وپرورش استان گلستان بود. این پژوهش با رویکرد آمیخته اکتشافی و در دو بخش کیفی و کمی انجام شد. در بخش کیفی، به&zwnj;منظور شناسایی عوامل مؤثر، با ۱۵ نفر از خبرگان دانشگاهی و سازمانی که به روش گلوله&zwnj;برفی انتخاب شده بودند، مصاحبه&zwnj;های نیمه&zwnj;ساختاریافته انجام گرفت و داده&zwnj;ها با استفاده از تحلیل مضمون بررسی شد. در بخش کمی، جامعه آماری شامل ۱۸۶۰ نفر از کارشناسان اداری اداره&zwnj;کل آموزش&zwnj;وپرورش استان گلستان بود که از میان آنان، ۳۱۸ نفر بر اساس جدول کرجسی و مورگان و با روش نمونه&zwnj;گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. داده&zwnj;های کمی با استفاده از مدل&zwnj;یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته&zwnj;های بخش کیفی نشان داد الگوی پیشگیری از واپس&zwnj;زنی دانش از ۲۷ مؤلفه در قالب پنج بعد رهبری دانش&zwnj;محور، فرهنگ سازمانی یادگیرنده، فرایندهای سازمانی پشتیبان، رهبری تغییر و مدیریت منابع انسانی دانش&zwnj;محور تشکیل شده است. یافته&zwnj;های بخش کمی نیز حاکی از آن بود که هر پنج بعد شناسایی&zwnj;شده، تأثیر مثبت و معناداری بر پیشگیری از واپس&zwnj;زنی دانش دارند. در مجموع، مدیریت منابع انسانی دانش&zwnj;محور و فرایندهای سازمانی پشتیبان از اهمیت بیشتری برخوردار بودند و توجه هم&zwnj;زمان به ابعاد رهبری، فرهنگ سازمانی، فرایندهای سازمانی و مدیریت منابع انسانی می&zwnj;تواند زمینه پیشگیری مؤثرتر از واپس&zwnj;زنی دانش و تقویت اشتراک&zwnj;گذاری دانش را در آموزش&zwnj;وپرورش فراهم سازد.</p>