مقایسه اثربخشی آموزش حافظه فعال و هوش موفق استرنبرگ بر عملکرد تحصیلی و کفایت اجتماعی دانشآموزان متوسطه
محورهای موضوعی : روانشناسی تربیتی و تحولیآمنه ذاکری 1 , سمانه سادات جعفر طباطبایی 2 , تکتم سادات جعفر طباطبایی 3 , فاطمه شهابی زاده 4
1 - دانشجوی دکتری، گروه روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد بیرجند، بیرجند، ایران
2 - دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند
3 - دانشگاه ازاد اسلامی واحد بیرجند
4 - دانشیار گروه روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد بیرجند، بیرجند، ایران
کلید واژه: هوش موفق, حافظه فعال, عملکرد تحصیلی, کفایت اجتماعی, دانشآموزان.,
چکیده مقاله :
نظر به تأثیر متقابل عملکرد تحصیلی و کفایت اجتماعی بر یکدیگر و کیفیت زندگی دانشآموزان، مداخلات هدفمند میتوانند نقش مهمی در بهبود این دو متغیر ایفا کنند. لذا هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش حافظه فعال و هوش موفق استرنبرگ بر عملکرد تحصیلی و کفایت اجتماعی دانشآموزان متوسطه بود. روش پژوهش، نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون پسآزمون و دوره پیگیری بود. جامعه آماری در این پژوهش، دانشآموزان دختر متوسطه اول مناطق 1 و 3 تهران بود. طبق نمونهگیری دردسترس، 51 دانشآموز انتخاب و در سه گروه 17 نفره بهصورت تصادفی (کنترل، آزمایش اول، آزمایش دوم) قرار گرفتند. گروههای آزمایش تحت مداخلات آموزش حافظه فعال و هوش موفق استرنبرگ قرار گرفتند. پرسشنامههای کفایت اجتماعی پرندین (1385) و عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) ابزار پژوهش بودند. دادههای پژوهش بهوسیله آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر در نرمافزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافتهها نشان داد اثربخشی هوش موفق و حافظه فعال بر عملکرد تحصیلی و کفایت اجتماعی متفاوت است. میانگینهای تعدیلشده نشان داد که در هردو متغیر اثربخشی آموزش هوش موفق بیشتر است زیرا میانگین کفایت اجتماعی و عملکرد تحصیلی آن، از گروه حافظه فعال بیشتر است. نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نیز نشان داد این اثربخشی و تفاوت آن در دوره پیگیری دوماهه نیز تداوم داشت (001/0>P). طبق یافتههای پژوهش، پیشنهاد میشود که برنامههای آموزشی مدارس بهویژه برای دانشآموزان متوسطه، از روشهای مبتنی بر هوش موفق بهعنوان یک رویکرد جامع و کارآمد برای بهبود همزمان عملکرد تحصیلی و مهارتهای اجتماعی بهره ببرند.
Given the mutual influence of academic performance and social competence on each other and the quality of life of students, targeted interventions can play an important role in improving these two variables. Therefore, the aim of the present study was to compare the effectiveness of working memory training and Sternberg's successful intelligence on academic performance and social competence of high school students. The research method was a quasi-experimental design with a pretest-posttest design and a follow-up period. The statistical population in this study was female first-year high school students in Tehran's regions 1and3. According to available sampling, 51students were selected and randomly assigned to three groups of 17 (control, first experiment, second experiment). The experimental groups underwent working memory training and Sternberg's successful intelligence interventions. The social competence questionnaires of Parandin(2006) andPham&Taylor(1999) were the research instruments. The research data were analyzed using repeated measures analysis of variance in SPSS-26. The findings showed that the effectiveness of successful intelligence and working memory on academic performance and social competence is different. The adjusted means showed that in both variables, the effectiveness of successful intelligence training is higher because the average of social competence and academic performance is higher than the working memory group. The results of the Bonferroni post hoc test also showed that this effectiveness and its difference continued in the two-month follow-up period (P<0.001).
