مراتب گذار از فصل تا وصل در معماری فضای بینابینی مطالعة موردی: مسجد امام اصفهان
الموضوعات :
پگاه شیرازپور
1
,
فرح حبیب
2
,
نسیم اشرافی
3
1 - دانشجوی دکتری تخصصی، گروه معماری، دانشکده فنی و مهندسی، واحد پردیس، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 - استاد گروه معماری، دانشکده فنی و مهندسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 - استادیار گروه معماری، دانشکده فنی و مهندسی، واحد پردیس، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
الکلمات المفتاحية: بینابینی, وصال, ظاهر و باطن, مسجد, دوره صفوی ,
ملخص المقالة :
انتقال از یک فضا به فضای دیگر بهواسطه فضای سومی است که در قالب بینابینی مطرح میشود. بینابینی در این پژوهش با ماهیت گذار که دارای حرکت، جهت و مقصد است سروکار دارد. برای دست یافتن به حقیقت موضوع، راهی جز سیر از ظاهر به باطن را پیش رو نمیگذارد. هرگاه فرد در فضای بینابینی قرار میگیرد، در مسیری رو به سوی مقصدی مشخص است که در این مقاله وصال نامیده میشود. مقالة حاضر با سیری از ظاهر به باطن، سعی در پیدا کردن حقیقت بینابینی در معماری دارد. در مرحلة اول این مسیر در احوال آدمی و در مراحل بعدی به عنوان بحثی در معماری به آن پرداخته خواهد شد و با ورود به موضوعی چند جانبه به تبیین نقش فضاهای بینابین در سلسله مراتب حرکت از جلوخان تا گنبدخانه مسجد مورد پژوهش و تدقیق این نقش در سه مرتبه ظاهر، باطن و حقیقت خواهد پرداخت. پژوهش حاضر از نظر هدف كاربردي و از نظر روش، کیفی- کمی (آمیخته) است و از حیث جمعآوری اطلاعات، ميتوان اين تحقيق را نوعی تحقيق ميداني به حساب آورد. روش تحلیل آن نیز با استفاده از روش چیدمان فضا، تحلیل مصاحبهها و تحلیل آماری توسط نرمافزار SPSS و آنالیز مؤلفهها در فضاهای بینابینی مسجد امام اصفهان است. بینابینیهای مکرر در سیر مراتب از جلوخان مسجد امام تا گنبدخانه در مخاطب تحولی ایجاد میکند که با بیقراری آمادة رسیدن به مقصد نهایی که همان وصال به حقیقت معماری از دل برآمده است، میشود. مراتب گذار در معماری فضای بینابینی به ترتیب با مفاهیم «انفصال/ دریافت، گذار/ برداشت و اتصال/ تحول» تعریف میشوند؛ به عبارتی دیگر یک ناحیة انتقالی معماری (مرتبه اول در بینابینی) در مرتبهای کاملتر جایی برای متحول شدن و در وجوه عالیتر مکانی برای حضور در نظر گرفته میشود. بنابراین تجربة بینابینی در معماری تنها گذر از یک فضا تا فضای دیگر نیست، این گسترة معنایی از فصل تا وصل حقایقی را به همراه دارد.
آرنهایم، رودولف (1392) پویهشناسی صور معماری، ترجمة مهرداد قیومی بیدهندی، تهران، سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت).
احمدی، فرهاد (1391) فصل و وصل در معماری سنتی ایران، مجله کیمیای هنر، شماره 3، صص 131-135.
اردلان، نادر و لاله بختیار (1379) حس وحدت سنت عرفانی در معماری ایرانی، ترجمة حمید شاهرخ، اصفهان، خاک.
الکساندر، کریستوفر (1390) سرشت نظم: ساختارهای زنده در معماری، ترجمة رضا سیروس صبری و علی اکبری، تهران، پرهام نقش.
بادآهنگ، ابوالفضل و حسین کلانتری خلیلآباد و کرامتاله زیاری (۱۴۰۱) شناسایی و تبیین پیشرانهای کلیدی مؤثر بر کیفیت منظر در بافتهای تاریخی شهرها (مطالعه موردی: محله سنگ سیاه شهر شیراز)، مجله علمی پژوهشی مطالعات شهر ایرانی اسلامی، شماره 50، صص 37-50.
بلیلان اصل، لیدا و ایرج اعتصام و سیدغلامرضا اسلامی (1390) نقش فضای بینابین در هویتبخشی به گستره فضایی بافتهای تاریخی ایران، مجله علمی پژوهشی هویت شهر، دوره 5، شماره 8، صص 59-71.
بلیلان اصل، لیدا و ایرج اعتصام و سیدغلامرضا اسلامی (1387) تأثیر فضای بینابین در پیوستگی فضای عناصر معماری و شهری در ایران با مطالعه موردی شهر تبریز، رساله دکتری تخصصی معماری، دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران.
پرتو، شیده و ویدا نوروز برازجانی و شروین میرشاهزاده (1401) بررسی مؤلفههای تأثیرگذار بر ادراک حس معنویت در فضای مساجد (مطالعه موردی: شش مسجد معاصر تهران)، مجله علمی پژوهشی مطالعات شهر ایرانی اسلامی، شماره 48، صص 29-40.
حجت، مهدی (1394) حضور و ظهور، شرحی بر سکوت و نور لویی کان، تهران، علمی.
حمصیان اتفاق، سمیه و حسین کلانتری خلیلآباد و محمد میرهای (۱۴۰۰) ارائه الگوی مدیریت اکوتوریسم با تأکید بر بافتهای اکولوژیک شهری (مطالعه موردی منطقه ۹ شهرداری اصفهان)، مجله علمی پژوهشی تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی، شماره 63، صص 335-359.
دانشمند، سارا و کاوه فتاحی (۱۴۰۱) چارچوب فرآیند ادراکی متعالیه بهمنظور ادراک کیفیت زیباییشناسی فضا (برهمگذاری دیدگاه علوم جدید و حکمت متعالیه) مجله علمی پژوهشی مطالعات شهر ایرانی اسلامی، شماره 50، صص 19-36.
دلزنده، علی و حیدر جهانبخش و حسین مرادینسب و محمدرضا بمانیان و حسن ذوالفقارزاده (1402) مرتبهبندی تعاریف و شیوههای نگرش به معماری اسلامی بر پایه شناختشناسی و هستیشناسی اسلامی، مجله علمی پژوهشی مطالعات شهر ایرانی اسلامی، شماره 54، صص 83-100.
طبسی، محسن و فهیمه فاضلنسب (1391) بازشناسی نقش و تأثیر جریانهای فکری عصر صفوی در شکلگیری ورودی مساجد مکتب اصفهان، تهران، نشریه علمی- پژوهشی هنرهای زیبا، دوره 17، شماره 3، صص 81-90.
علینیای مطلق، ایوب و رضا شکوری و رضا عینیفر (1398) چیستی مقام آستانگی در معماری و تأملی در برهمکنش درون و بیرون معماری، رساله دکتری تخصصی معماری دانشگاه یزد.
علینیای مطلق، ایوب و رضا شکوری و رضا عینیفر (1398) تبیین مفهوم آستانگی در برهمکنش درون و بیرون محدودهها در معماری، نشریه هنرهای زیبا، دوره 25، شماره 2.
صص 31- 42.
قوچانی، محیا و سیدمحسن موسوی (1400) تأثیر جهت قبله بر سلسلهمراتب حرکتی در مساجد با واکاوی سبکهای معماری ایرانی- اسلامی، فصلنامه پژوهشهای معماری اسلامی، سال نهم، شماره 33، صص 45-57.
گروتر، یورگ کورت (1386) زیباییشناسی در معماری، ترجمة جهانشاه پاکزاد و عبدالرضا همایون، تهران، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.
محمدیان منصور، صاحب (1386) سلسلهمراتب محرمیت در مساجد ایرانی، نشریه هنرهای زیبا، شماره 29، صص 59-68.
مرتضوی، حسن و محمدرضا بمانیان و مجتبی انصاری (1397) ارزشهای معنایی در معماری آستانگی (نمونه موردی: مسکن سنتی شهر یزد) رساله دکتری تخصصی معماری، دانشگاه تربیت مدرس تهران.
مشایخی، محمد و محمدجواد مهدوینژاد (1393) الگوهای طراحی مسجد در معماری معاصر، فصلنامه پژوهشهای معماری، سال دوم، شماره 4، صص 1-15.
مهدوینژاد، محمدجواد و محمد مشایخی (1389) بایستههای طراحی مسجد بر مبنای کارکردهای فرهنگی- اجتماعی، دو فصلنامه علمی- پژوهشی معماری و شهرسازی آرمانشهر، شماره 5، تهران، صص 65-78.
میرسلامی، مهسا و علی عمرانیپور (1401) واکاوی نقش فضاهای ميانی در نظام توده - فضا و چگونگی آن بر نحوه رفتار جمعی (مطالعه موردی در عرصههای ميانی مساجد قزوين)، فصلنامه علم و محیطزیست، دوره 24، شماره 4، صص 47-60.
نقيبزاده، ميرعبدالحسين (1392) درآمدي به فلسفه.
تهران، طهوري.
نوربرگ شولتز، کریستیان (1386) معنا در معماری معاصر غرب، ترجمة مهرداد قیومی، تهران، فرهنگستان هنر.
نوربرگ شولتز، کریستیان (1393) گزینهای از معماری: معنا و مکان، ترجمة ویدا نوروز برازجانی، تهران، پرهام نقش.
نیلفروشان، محمدرضا (1391) معماری ایرانی از آغاز تا دورة قاجاریه، تهران، هماندیشان.
هدایتی، فاطمه و جمالالدین سهیلی و کمال رهبریمنش (1402) تبیین رابطه پیکرهبندی فضاهای بینابین و کیفیت انعطافپذیری با تأکید بر تطبیقپذیری در مساجد جامع سلجوقی، نشریة علمی باغ نظر، دوره 20، شماره 126، صص 17-34.
de Botton, A. (2006) The architecture of happiness. Pantheon Books.
Abdel, H., & Pintos, P. (2022, July 8). Interstitial spaces and public life: The overlooked interventions that weave our built environment. ArchDaily. Retrieved from.
Alexander, C. (2002) The nature of order (Vols. 1–4). Oxford: Oxford University Press.
Arnheim, R., & Zucker, W. M., & Watterson, J. (1966). Inside and outside in architecture: A symposium. The Journal of Aesthetics and Art Criticism, 25(1), 3–15.
Arnheim, R. (1982). The power of the center: A study of composition in the visual arts. Berkeley, CA: University of California Press.
Boettger, T. (2014) Threshold spaces: Transitions in architecture. Analysis and design tools. Birkhäuser.
Canter, D. (1997) The facets of place. In G. T. Moore & R. W. Marans (Eds.), Advances in environment, behavior, and design (Vol. 4): Towards the integration of theory, methods, research, and utilization (pp. 109–147) New York: Plenum Press.
Iranmanesh, A., & Denerel, S. B. (2023) Well-being as an effective aspect in the perception of vital in-between spaces within art and architecture faculties. Buildings, 13(6), 1467.
Mayhew, A. (2019) Architecture and the spaces in-between. Manifesto for the Canadian Architecture Forums on Éducation (CAFÉ). University of Calgary.
Norberg-Schulz, C. (1980) Genius loci: Towards a new phenomenology of architecture. London: Academy Editions.
Loehlin, J. C. (2004) Latent variable models: An introduction to factor, path, and structural equation analysis. Lawrence Erlbaum Associates.
Nooraddin, H. (1966) Al Fina: A study of “in-between” spaces along streets as an urban concept in Islamic cities of the Middle East with a case study in Cairo. Department of Town and Regional Planning, Faculty of Architecture, Trondheim, Norway.
Shamai, S. (1991) Sense of place: An empirical measurement. Geoforum, 22, 347–358.
The Metapolis dictionary of advanced architecture (city, technology, and society in the information age). (2003). Barcelona: European Union.
فصلنامه علمي «مطالعات شهر ایرانی- اسلامی»
شماره پنجاه و ششم، تابستان 1403: 32-1
تاريخ دريافت: 06/08/1403
تاريخ پذيرش: 15/10/1403
نوع مقاله: پژوهشی
مراتب گذار از فصل تا وصل در معماری فضای بینابینی
مطالعة موردی: مسجد امام اصفهان(۱)
پگاه شیرازپور1
فرح حبیب2*
نسیم اشرافی3**
چکیده
انتقال از یک فضا به فضای دیگر بهواسطه فضای سومی است که در قالب بینابینی مطرح میشود. بینابینی در این پژوهش با ماهیت گذار که دارای حرکت، جهت و مقصد است سروکار دارد. برای دست یافتن به حقیقت موضوع، راهی جز سیر از ظاهر به باطن را پیش رو نمیگذارد. هرگاه فرد در فضای بینابینی قرار میگیرد، در مسیری رو به سوی مقصدی مشخص است که در این مقاله وصال نامیده میشود. مقالة حاضر با سیری از ظاهر به باطن، سعی در پیدا کردن حقیقت بینابینی در معماری دارد. در مرحلة اول این مسیر در احوال آدمی و در مراحل بعدی به عنوان بحثی در معماری به آن پرداخته خواهد شد و با ورود به موضوعی چند جانبه به تبیین نقش فضاهای بینابین در سلسله مراتب حرکت از جلوخان تا گنبدخانه مسجد مورد پژوهش و تدقیق این نقش در سه مرتبه ظاهر، باطن و حقیقت خواهد پرداخت. پژوهش حاضر از نظر هدف كاربردي و از نظر روش، کیفی- کمی (آمیخته) است و از حیث جمعآوری اطلاعات، ميتوان اين تحقيق را نوعی تحقيق ميداني به حساب آورد. روش تحلیل آن نیز با استفاده از روش چیدمان فضا، تحلیل مصاحبهها و تحلیل آماری توسط نرمافزار SPSS و آنالیز مؤلفهها در فضاهای بینابینی مسجد امام اصفهان است. بینابینیهای مکرر در سیر مراتب از جلوخان مسجد امام تا گنبدخانه در مخاطب تحولی ایجاد میکند که با بیقراری آمادة رسیدن به مقصد نهایی که همان وصال به حقیقت معماری از دل برآمده است، میشود. مراتب گذار در معماری فضای بینابینی به ترتیب با مفاهیم «انفصال/ دریافت، گذار/ برداشت و اتصال/ تحول» تعریف میشوند؛ به عبارتی دیگر یک ناحیة انتقالی معماری (مرتبه اول در بینابینی) در مرتبهای کاملتر جایی برای متحول شدن و در وجوه عالیتر مکانی برای حضور در نظر گرفته میشود. بنابراین تجربة بینابینی در معماری تنها گذر از یک فضا تا فضای دیگر نیست، این گسترة معنایی از فصل تا وصل حقایقی را به همراه دارد.
واژههای کلیدی: بینابینی، وصال، ظاهر و باطن، مسجد، دوره صفوی
مقدمه
طی مسیر و حرکت از بیرون به درون، در معماری از پایهایترین بحثهاست و در تحقیق حاضر در قالب موضوع بینابینی مورد بررسی قرار گرفته است. بینابینی وضعیتی است که در ناحیه انتقالی در معماری رخ میدهد. بینابینی در عالم معماری با تقرب و هدف وصال به مقصود حقیقی، همانند است (علینای مطلق و شکوری، 1398: 23). همین امر معماری را دارای مراتبی میکند.
مهمترین هدف پژوهش حاضر، نزدیک شدن به حقیقت بینابینی در معماری است و پرداختن به بینابینی در این پژوهش از اینرو که با ماهیت پدیدة گذار، سروکار دارد برای دست یافتن به حقیقت موضوع، راهی جز سیر از ظاهر به باطن را پیشرو نمیگذارد.
مسجد محوریترین، کانونیترین و ارزندهترین عنصر کالبد متبلورکننده مدنیت جامعه اسلامی است (مهدوینژاد و مشایخی، 1389: 70) معماری مسجد میبایست تسهیلکننده و تشدیدکننده عروج از نازلترین مرتبه هستی به عالیترین مراتب آن باشد (قوچانی و موسوی 1400: 45). مساجد برای مفهوم گذار و جنبة تدریجی فرآیند ادراک دارای سلسلهمراتب هستند و این وجوه مختلف سلسلهمراتب بهگونهای و بر بخشی از ابعاد وجودی انسان مؤثرند (محمدیان منصور، 1386: 60). بارزترین جایگاه برای بروز اصل سلسهمراتب دسترسی از بیرون به درون که به جنبههای ادراکی فضا مرتبط باشد، مسجد است. در این میان، درآیگاه مسجد بهعنوان مکانی برای اتصال ساحت دنیایی و جهان مینوی، شأنی ماورایی مییابد که از طریق مراتب ادراکی، آمادگی مخاطب را برای گذار از ماده به تجرد محقق میسازد. (طبسی و فاضلنسب، 1391: 82). لذا بررسی سلسلهمراتب گذار از فصل تا وصل در مسجد بهعنوان ارزندهترین و مهمترین بنا در معماری یک شهر اسلامی برای نشان دادن ماهیت فضای بینابینی انتخاب شده است.
صفویه در تاریخ ایران عصر شکوفایی اعتقادات شیعی است. فلسفه و تفکر شیعی در هنر این دوره نمود خاصی دارد و آثار مهمی را بهخصوص در اصفهان، بهعنوان پایتخت اصلی صفوی برجای گذارده است. فضای بینابین در معماری مساجد دارای سلسلهمراتب، بیانگر جهانبینی است که براي معماران بهعنوان يكي از اصول، موضوعيت مييابد. گذار از فضایی به فضای دیگر ناگزیر از الگوی فصل، گذر و وصل پیروی میکند. فضای بینابین با انعطافپذیری بالای خود میتواند امکان دریافت، تفسیر، و تحول را برای مخاطب فراهم آورد.
این تحقیق در پی آن است که با تأکید بر جنبههای کالبدی، معنایی و جوهری موضوع بینابینی، به حقیقت معماری بپردازد. برای این مهم مسجد امام اصفهان که دارای ویژگی و کیفیت فضایی و معنایی منطبق با اهداف طرح شده است، مورد پژوهش قرار میگیرد.
پیشینة تحقیق
مطالعات تجربی مختلفی پیرامون فضاهای بینابین، هم در مقیاس معماری و هم شهری صورت گرفته است که براساس هدف، نتایج گوناگونی از آنها استخراج شده است. لیدا بلیلان اصل در رسالة دکتری خود به شناسایی و تعیین نقش فضاهای بینابینی میپردازد و بیان میدارد سازماندهی اجزا و عناصر در هر بنا و فضای شهری، از طریق تاثیر در پیوستگی و سلسلهمراتب فضایی و همچنین تعیین قلمرو و حریم عرصههای عمومی و خصوصی بر عهده فضای بینابین بوده و ظرفی برای عملکردهای مختلف محسوب میشود. علاوه بر آن این فضا بواسطه اهداف سازندهاش ماهیتی دو وجهی یافته، هم فرآیند و هم محصول فرآیند (فرآورده) میشود (بلیلان اصل و همکاران، 1390: 59). حسن مرتضوی ارزشهای معنایی فضاهای بینابین در مسکن سنتی را بررسی کرده و نتایج اولیه تحقیق حاکی از آن است که به دلیل نقش انکارناپذیر فضاهای بینابین در سازماندهی فضای معماری مسکن، کاهش یا حذف آن از الگوهای مسکن معاصر از عوامل اصلی بحران هویت میباشد و همچنین با عنایت به اثبات وجود عالم واسط (برزخ یا مثال) در اندیشه و عرفان اسلامی و تفکرات الهی سازندگان مسکن سنتی، مفاهیم عالم واسط در فضاهای بینابین نمود داشته است (مرتضوی و همکاران، 1397: 5). ایوب علینیا این نتیجه را مطرح میکند که موضع گذار در سازوكار آستانگی، تعيينكننده حيثيت انفصالي و اتصالي كرانههاي يك محدوده است كه ذيل بينش مراتبي، سه حالت تقابلي، تعاملي و متعالي را در ارتباط ميان محدودهها فراهم ميآورد. حالتهای مذکور، به سبب نوع مطالبه خود از معماري نقشهاي متفاوتي را به مؤلفههاي برسازنده محدوده مكاني تخصیص داده كه ميتوانند تجربه در درون بودن كامل (يگانگي) تا بيرون بودن کامل (بيگانگي) را در مدرك، ايجاد و معيارهايي براي بسط محدودهها مشخص کنند (علینیای مطلق و همکاران، 1399: 31). مهسا میرسلامی وجود فضاهاي بينابيني را سبب تفكيك فضايي و قلمرويابي در عرصههاي مختلف در مسجد ميداند كه اين امر تأثیر بهينهاي بر سازوكار فضاهاي جمعي دارد، بهطوريكه طيفي از محدوده خلوت تا قلمرو جمعي كاربران را جوابگو باشند، كه اين موضوع خود ميتواند سبب جذب افراد بيشتري به فضاي مسجد شود (میرسلامی و عمرانیپور، 1401: 55). دانشمند در مطالعات خود مراتب فرآیند ادراک متعالیه را در 4 مرتبه حواس، انگیختگی و هیجانات، شناخت و در نهایت شهود تبیین میکند. از این پس در مواجهه دوباره شخص با فضا، حواس ظاهری دریافت شده از محیط کمترین اثر را بر شخص میگذارند و این تصویرِ شهودیِ ملکات شخص است که علیرغم محرکهای محیطی متفاوت، شخص را در مسیر رفتار متعالیه نگه میدارد تا بر اساس شأن خود رفتار کند (دانشمند و فتاحی، 1401: 29). فاطمه هدایتی در بررسی مساجد جامع سلجوقی این مهم را بیان میکند که علاوه بر عامل مساحت، ویژگیهای فضایی و کیفیت چیدمان فضاهای بینابین بر میانگین همپیوندی و اتصالپذیری مساجد جامع دوران سلجوقی مؤثر است و هرچه فضاهای گذر از ویژگیهای بینابینی بیشتری برخوردار باشند، یکپارچگی فضایی بالاتری داشته و موجب ارتقای کیفیت انعطافپذیری میشوند (هدایتی و همکاران، 1402: 17). آلن دو باتن به این نکته اشاره میکند که معماری میتواند بر روحیه و احساسات انسان تأثیر عمیقی بگذارد. فضای بینابینی، که به فضاهای گذار یا مرزی اشاره دارد (مثل راهروها یا ورودیها)، میتواند بهطور غیرمستقیم بر احساس آرامش یا اضطراب فرد تأثیر بگذارد. این فضاها ممکن است حس انتقال، تغییر یا ارتباط میان فضاهای مختلف را به وجود آورند که در نتیجه، تجربههای معنوی و روانشناختی افراد را تحتتأثیر قرار میدهد. (Alain de Botton، 2006، 173)
معنای بینابینی
واژه In-between معادل انگلیسی لغت بینابینی در فارسی است. در لغتنامه تخصصی معماری در تعریف واژه بینابینی4 چنین آمده است:
«بینابین فضایی است که دائما در حال حرکت است، مکانی در خودش، محدودیتی ساخته شده در حاشیه، فتح بین قلمرو دو جنگجو، مبهم، سرگشته، دورگه و نامعلوم. بینابین، لزوماً یک فضایی خالی و یا یک فضای باقیمانده نیست. در یک هندسه با روابط پیچیده بینابینی به مکانی استوار تبدیل میشود، مکانی که هندسه آن را دم و بازدم میکند. یک مکان با ابهامهای همزمان، بنابراین بینابین جدا نمیکند، بلکه همواره ملحق مینماید» (لیدا بلیلان، 1394: 170).
واژه Transition معادل انگلیسی واژه انتقال به معنی نزدیک شدن به چیزی (نه رسیدن)، راه یا وسیلة رسیدن به چیزی5، مفاهیمی از بینابینی را در خود مستتر دارد و در لغت مترادف واژههایی چون گذر تدریجی، گذار، انتقال، عبور، تغییر از یک حالت به حالت دیگر، برزخ و تحول میباشد.
بهاین ترتیب تعریف واژه بینابین میتواند با مفاهیمی چون فصل، انتقال، گذار، تحول و وصل تکمیل شود. فصل: مانع و حاجز میان دو چیز؛ انفصال: جدا شدن؛ منفصل: جداشونده، جدا شده، بریده شده و قطع شده؛ فاصل: جداکننده دو چیز از هم؛ انتقال: جابهجا شدن، از جایی به جای دیگر رفتن، نقل کردن، کوچ کردن؛ گذار: عبور کردن، گذشتن از جایی؛ تحول: برگشتن از حالی به حالی دیگر، تغییر، انقلاب، برگشتن از چیزی بهسوی دیگر، طلب کردن؛ وصل: به معنی پیوستگی، ضد هجر، مقابل فراق، وصال، پیوند دادن؛ اتصال: پیوسته شدن، پیوستن، به چیزی پیوستن، پیوسته شدن کار، رسیدن، اتحاد؛ متصل: رسنده و پیوستهشونده بیجداشدگی (برگرفته از لغتنامه دهخدا6)
جدول 1: معانی واژه بین و بینابینی
مراجع واژة بینابینی | معانی واژة بینابینی | گسترة معنایی | وجه ارتباطی |
فرهنگ واژة دهخدا | وصل، پیوستگی، فصل، جدایی، مرز و ربط | - حد و اندازه - مقدس بودن - احترام، حضور | - مفهومی وابسته به مبدا و مقصد - دارای نقش پیوند دهنده |
The Metapolis Dictionary of Advanced Architecture | اتصال، مماس | - مبهم و نامعلوم - روابط پیچیده - استوار | - دارای حرکت - محدودیتی ساخته شده در حاشیه - دارای هندسه تعریف شده - بینابین جدا نمیکند، بلکه همواره ملحق مینماید |
حضور، پیشگاه، مجاورت | - فضای انتقال - دارای حالت میانی - رمزآلود | مفهومی ذهنی و عینی، دارای سطوح معنایی و عملکردی | |
American Heritage Dictionary | تغییرِ وضعیت، گذر کردن از میان چیزی، معادل واژة ”Transition | - وسیله رسیدن به مقصد و مقصود - گذر کردن و نزدیک شدن | اتصال فضاها، با تاکید بر وجوه عملکردی |
مبانی نظری پژوهش
آدمی برای رسیدن به حقیقت، سیر ظاهر به باطن را طی میکند که با گذر از مراتب متفاوت شناسایی یعنی حس، خیال و خرد همراه است. (ميرعبدالحسين نقيبزاده، 1392: 18) این سیر ظاهر به باطن در معماری نیز مشهود است گذر از این مراتب، حقیقت پنهان در معماری را روشن میکند. سلسلهمراتبی هستیشناسانه و پهنهای معرفتشناسانه در ظهور معماری بهعنوان نمایش قانونمندی مصنوع و حضور آن در عرصه طبیعی وجود دارد که از جهانبینی علمی شروع میشود و تا جهانبینی توحیدی ادامه پیدا میکند هر یک از این سلسلهمراتب سهگانه در هویتبخشی، پویایی و شکلگیری اثر معماری لازم است (دلزنده و سایرین، 1402: 100). این مراتب سهگانه در معماری شامل مرتبه جسمانی/ ظاهر (کالبد)، مرتبه روحانی/ باطن (معنا) و مرتبه حق/ جوهر (حقیقت) است. در مرتبه جسمانی در ابتدا تنها به یک سرپناه برای محافظت مخاطب از تهدیدهای محیطی پرداخته میشود و در بعد والاتر به نیازهای جسمانی و وجودی فرد نیز توجه میشود و حاصل از یک سرپناه به ساختمان بدل میشود. در مرتبه روحانی با نگاهی به معنا و اثرگذار بر باطن با هدف برانگیختن خیال، ساختمان به معماری ارتقا مییابد. در این مرتبه علاوه بر نیازهای حفاظتی و جسمانی تفکر معماری به نیازهای معنوی مخاطب میپردازد. در نهایت مرتبه حقیقت است؛ در این مرتبه با کمک شهود و دریافتهای درونی در معماری جوهرهای برای مخاطب در نظر گرفته میشود که فرآورده حاصل، فرآیندی از دل برآمده، ماندگار و فارغ از محدودیت مکان و زمان خواهد بود. محبوس نبودن معماری درون به بعدی از حقیقت مخاطب اشاره دارد که در ظرف مکان و زمان نمیگنجد. این بعد میان ما، مخاطبین گذشته و آینده مشترک است. حاصل توجه به این بعد، معماری از دل برآمده چون مسجد امام اصفهان است که برای مخاطب دیروز، امروز و فردا ماندگار و ارزشمند است.
در راستای نظریه محقق علینیای مطلق(۱)در این پژوهش سه مرتبة حاصل از مراتب جسم، روح و حقیقت در معماري را به ترتیب متناظر با سرپناه/ ساختمان، معماری و معماری از دل برآمده نامیده میشود. (نمودار شماره 1)
نمودار شماره ۱: سه مرتبة اصل از مراتب جسم، روح و حقیقت در معماری
بینابینی و مراتب آن در معماری
روابط میان قبل و بعد در طبیعت، ناگهانی و یکمرتبه نیست. عبور از یک وضعیت به وضعیت بعدی، مراتبی تدریجی دارد و ناگهانی و آنی نیست. از مصادیق آن میتوان به تغییرات فصول و تبدیل آنها به هم، گذار از سال قبل به سال بعد و لحظة طلوع و غروب خورشید اشاره کرد. این لحظات به باور جورج توماسن انسانشناس، سرشار از انرژی و نیرو است. «تشخیص حدود این انرژی است که کیفیت انفصال و اتصال را در این تغییرات تعیین میکند. گویی در لحظات بینابینی، شاهد از ماده فاصله گرفته و به معنا نزدیک میشود.» (علینیای مطلق، 1398: 34) همانطور که بینابینی در طبیعت دارای مراتب است، در معماری نیز مراتبی دارد و میتوان از آن به «در میان مبدا و مقصد بودن» و حرکت به سمت مقصود با هدف وصال تعبیر کرد.
مرتبه در میان بودن (نمودار شماره 2): «درمیان بودن» (توسط) بهمعنای قرار گرفتن در فاصله و حد فاصل دو چیز، مانند لحظة سحر که بین شب و روز قرار دارد، و این وضعیت بهگونهای است که فرد در حالتی غیرثابت و بیقرار قرار میگیرد، چرا که نه در مبدأ (قبل) است و نه در مقصد (بعد)، لذا بیقرار است (ترنر، 1400: 16). به عبارت دیگر، فرد هیچگاه در وضعیت ثابت نیست و همواره در حال گذار است. فضای بینابینی در معماری به این مفهوم اشاره دارد که هر فضا در هر لحظه، دارای ویژگیهایی از قبل و بعد است و این ویژگیها محیطهایی پویا و معنادار خلق میکند و به تجربههای عمیقتری از فضا منجر میشوند.
نمودار شماره ۲: مرتبه توسط/ درمیان بودن
مرتبه یکی بودن (نمودار شماره 3): مرتبه یکی بودن (این همانی) مرحلهای است که خواص مشترکی از مراحل قبل و بعد خود را به همراه دارد. «یکی شدن صفتی است که موجب میشود چیزی عین چیز دیگر شود» (فولکیه، 1377: 11). چنانچه طرفین رابطه در مورد یا مواردی مشترک باشند ما آنها را «مشابه، هماهنگ و یا یکی» میخوانیم (سلامی، 1383: 79). ارتباط میان فضای درونی و بیرونی، هرچند با وجود یک مانع کالبدی در گشودگیها ممکن است بهظاهر محدودیت حرکتی ایجاد کند، اما این عنصر میتواند حامل معانی عمیقی برای کاربران باشد. این مرزهای گذار، که بهواسطة نمادگرایی قداست مییابند، نقشی اساسی در شکلدهی به تجربة فضا ایفا میکنند (آرنهایم، 1390: 293). فضای بینابینی میتواند بهعنوان یک محیط گذار افراد را به تجربهای عمیقتر و معنویتر هدایت کند (Nooraddin، 1966) وضعیت بینابینی، به دلیل داشتن خواص مشترک از وضعیت قبل و بعد، دارای ویژگی «یکی بودن» است و باعث میشود اجزای قبل و بعد را در خود یكی کند. این وضعیت در معماری بهدفعات در فضاهای مختلف تکرار میشود. به مانند ایوان که حدفاصل درون و بیرون است، این فضا همزمان هم دارای وضعیت قبل و هم وضعیت بعد است. در این وضعیت بینابینی وجودی وابسته دارد (نمودار شماره 5). از بعد دیگر وضعیت میانی، اشتراک دو وضعیت قبل و بعد خود نیست، «نه این و نه آن» است، واسطهای است که به مانند یک نقطه عطف قبل را به بعد وصل میکند. نه ویژگیهای وضعیت قبل را دارد و نه ویژگیهای وضعیت بعد پس بهعنوان یک وجودی مستقل عمل میکند (نمودار شماره 3). گاهی بینابینی مابین وضعیت قبل و بعد تا اندازهای محدود میشود که بهمانند یک مرز خودنمایی میکند (نمودار شماره 4).
نمودار شماره ۳: بینابینی در مرتبه یکی بودن
نمودار شماره ۴: بینابینی در حد یک مرز
نمودار شماره ۵: بینابینی در مرتبه نه این و نه آن
مرتبة وصال یا تقرب (نمودار شماره 6): «قرب» در لغت بهمعناى نزدیکى چیزی به چیز دیگر و همچنین بهمعنای ارزش و منزلت داشتن است؛ پس کسی یا چیزی که در حال تقرب است، عزیز و دارای منزلت میشود. لذا تقرب جستن، منزلت یافتن و رسیدن به وصال است (علینیا، 1398: 43). در تعالیم حکمی و عرفانی، آدمی بهصورت فطری در حال تقرب و جویای وصل است. در تقریب، تا حدودی نزدیک شدن محقق میشود و از آنجا که وقتی در نزدیکی چیزی قرار میگیریم و به سوی چیزی هستیم، یعنی در میانة آن راه هستیم، پس میتوان تقرّب را از مراتب بینابینی دانست.
نمودار شماره ۶: اتصال و انفصال در تقرب
سه گام اصلی تقرب و وصال «انفصال، گذار و اتصال» میباشند. برای رسیدن به وصال در سیر و سلوک عارفانه راهی جز انفصال وجود ندارد و ماهیت گذار یا همان بینابینی وابسته به ماهیت حرکت است. در عالم معماری گذار از یک مکان به مکان دیگر دارای مراتب است و برای قرار گرفتن در فضای دیگر با سه وضعیت انفصال، گذار و اتصال مواجه میشویم. گذار در وضعیت میانیِ دو موقعیتِ انفصال و اتصال است بنابراین دارای اهمیت خاصی است که علاوه بر آنکه بر قبل و بعد خود اثر میگذارد، کیفیت این فضا متاثر از وضعیت قبل و بعد آن نیز است. توجه همزمان به هر سه مرحله در گذر از مکانی به مکان دیگر و یا انفصال و اتصال دو بخش در مقیاسهای مختلف بسیار مهم است که نتیجة آن در معماری رسیدن است.
بینابینی در گسترة فضای معماری
جدول شماره ۲: دیاگرام ویژگیهای حاصل از ارتباط فضاها
دیاگرام ارتباط | ویژگیهای حاصل از ارتباط |
| فضایی فارغ از اندازه داخل فضایی دیگر قرار میگیرد، فضای پیرامونی نقش انفصال و گذار توام را بازی میکند و فضای داخلی اتصال یا وصال نهایی خواهد بود. به نظر میرسد فضای پیرامونی به جهت محتوایی واحد و همارزش به مانند یک پالایه وظیفه انتقال، دریافت و تفسیر و آمادگی تحول را برای فضای داخلی بازی میکند. |
| فضای سوم نقش این همانی یا یکی شدن را بازی میکند. به دلیل داشتن خواص مشترک از وضعیت قبل و بعد، شخصیتی وابسته به قبل و بعد خود مییابد، اجزای قبل و بعد را در خود حل میکند و باعث درک انفصال، گذر و اتصال حقیقی میشود. |
| در این رابطه فضای میانی نقش نه این و نه آن را بازی میکند. این فضا واسطهای است مستقل که تنها نقش وصل قبل و بعد را ایفا میکند. کیفیت بینابینی در این فضا تنها یک وقفه سریع است بدون درک و آمادگی فرد برای قرارگیری در ساحت بعدی. |
| فضای سوم به عنوان فضایی مستقل شاید همارزش دو فضای قبل و بعد (اصلی) تعبیر میشود. به تعبیری خود برای ارتباط با قبل و بعد خود، نیاز به فضای دیگری دارد. تفاوت آن با حالت قبل در نوع استقلال این فضاست. |
| وضعیت بینابینی نادیده گرفته شده و اشتراک بین دو فضا تا حد یک مرز کاهش مییابد. حدودی برای آن تصور نمیشود و تجربة گذر قابل درک نیست، وقفهای است سریع که امکان آمادگی را مهیا نمیکند. |
فضای بینابین یعنی لحظة گذار از وضعیت قبل به وضعیت بعد. این گذار نیازمند فضایی واسط است تا امکان تغییر وضعیت را میسر کند. روابط و نظم بین عناصر تشکیلدهنده در سیر مراتب این گذار هرچه برای مخاطب قابلیت درک بیشتری داشته باشد، معماری حاصله از کیفیت بالاتری برخوردار خواهد بود. فضاهای بینابینی شرایطی را فراهم میآورند که افراد میتوانند نه تنها از نظر فیزیکی، بلکه از لحاظ معنوی و احساسی نیز از یک فضا به فضای دیگر منتقل شوند. این فضاها ماهیت سیال و موقتیشان، بهعنوان فضاهای گذار عمل کرده و با ایجاد عدم قطعیت و امکانات بیپایان، بستری مناسب برای تفکر، تأمل و تعاملات انسانی فراهم میآورند (ر.ک: Mayhew, 2019). مخاطب در این گذار ابتدا درگیر کالبد، شکل و ظاهر میشود. درصورتیکه رابطه بین اجزا دارای انسجام و کیفیتی مشترک باشد، ذهن مخاطب در برابر یک کل واحد قرار میگیرد و او را برای قرارگیری در ساحت بعدی آماده میکند. رابطه میان دو توده و گذار از آن چند حالت را شامل میشود که در جدول شماره 2 به آن پرداخته شده است.
نظام محوری و جهت مداري در معماري
راه از عالم ماده آغاز، در ذهن تفسیر و در حقیقت به وصال منتهی میشود. پس راه و حرکت در مرتبه ظاهری، میتواند مقدمهای برای راه باطن و رسیدن به حقیقت باشد. در معماری، حرکت میتواند از بیرون به درون یا برعکس انجام شود. فضای بینابینی جایی است که این دو جهت با یکدیگر روبهرو میشوند؛ یکی به سمت داخل و دیگری به سمت خارج. هر فضای بینابینی این دو مسیر را برای فرد فراهم میکند. حرکت در مرتبه توسط، دوسویه است. توسط یا در میان بودن، در مرتبه ظاهر، علاوه بر اینکه منجر به آگاهی از مبدا و مقصد میشود دارای دو جهت رفتوبرگشت بهطور یکسان و همزمان به سمت مبدا و مقصد است (نمودار شماره 7). تقرب تنها داری یک جهت به سوی مقصد است که نتیجة آن وصال خواهد بود. در معماری فرد در فضای بینابینی از کالبد گذشته به معنا رسیده و با آگاهی درونی و باطنی در حرکتی تک سویه و عمودی رو به تعالی و ترقی بوده تا در نهایت به وصال برسد. (نمودار شماره 8) حالات حرکت به تفصیل در نمودار شماره 9 قابل مشاهده است.
نمودار شماره 7: دو سویه بودن حرکت در مرتبه تقرب
نمودار شماره 8: تک سویه بودن حرکت در مرتبه توسط
نمودار شماره 9: بررسی حالات حرکت در مراتب بینابینی
ویژگیهای فضای بینابینی در معماري
کالبد (ظاهر): ویژگیها و امکانات ذاتی و درونی، که با ماهیت یک موجودیت ارتباط دارند، در معماری نیز به همین شکل در نظر گرفته میشوند. در این راستا، فضای بینابینی بهعنوان جزئی از ساختمان شناخته شده و همچون یک کالبد، کارکردهایی چون انفصال از فضای قبل و انتقال فضاها را بر عهده دارد. معنا (باطن): مخاطب در این مرتبه از معماری، فضای گذار را تجربه و دریافت میکند. فضای بینابینی محلی برای آمادگی ذهنی و روحی فرد است. شناخت و نگرش مبتنی بر مکان میتواند بهطور مؤثری بر رفتار فرد در فضاهای خاص تأثیر بگذارند. این یافتهها میتوانند در تحلیل تأثیر فضای بینابینی در تجربههای روحی و روانی افراد در فضاهای معماری کاربرد داشته باشند (ر.ک: Stedman,2002). جوهر (حقیقت): متناظر با درک ذهنی از فضا و روابط میان آنهاست. بهطور خاص، فضای بینابینی در معماری میتواند بهعنوان یک محیط شکلدهنده حس تعلق و هویت مکانی در نظر گرفته شود که تجربههای فیزیکی و روحی افراد را تحتتأثیر قرار میدهد (ر.ک: shamai,1991) مخاطب در مرتبه واکنش، اتصال و یکی شدن با مقصد و در نهایت وصال را تجربه میکند. برای دستیافتن به مرتبة حقیقت بینابینی در معماری باید سیر ظاهر به باطن را باید تجربه کرد. (نمودار شماره 10)
نمودار شماره 10: ویژگیهای مراتب بینابینی در معماری
برهمکنش؛ ظاهر (ویژگیهای آشکار کالبدی)
عناصر سازندة هر فضا یا به بیانی دیگر کالبد هر فضا در دید اول دارای مؤلفههای ظاهری است؛ که به نقل از گروتر: کیفیت فضا تابع عناصر مادی متشکلة آن و ارتباط آنها با هم است. اجزای ظاهری سازندة فضا، عبارتند از کف، جدارهها، سقف (لیدا بلیلان و سایرین، 1387: 68). بینابینی به عنوان یک ناحیة انتقالی در مرتبة ظاهر، ناحیة گذار ظاهری است، سرآغاز حرکت از نفس که گاهی به یک مرز بدل میشود و در معماری به یک ناحیة زودگذر با هدف به هم وصل کردن دو بخش از یک بنا تبدیل میشود. مفهوم نواحی انتقالی در پیوند با مفاهیمی همچون مرکز، مرزها و پیوستگی حرکت در نظامهای فضایی معماری سنتی، از طریق نمونههایی مانند مسجد و بازار تبیین میشود. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که بینابینی در معماری، مفهومی بنیادین و ریشهدار در سنت است (اردلان و بختیار، 1391: 119). این مرز فضای قبل و بعد را دارای هویت میکند و این گذار ظاهری دارای ویژگی خوانایی میشود. تقابل بیرون و درون در مرتبة ظاهر در یک آن صورت میگیرد ولی همین لحظة کوتاه نیز دارای محور و جهت است و چون مقصد و مبدأ مشخص است، جهت حرکت دو سویه است. این وضعیت در معماری، بهویژه در مساجد شیعه، بهشکلی تدریجی و ممتد تکرار میشود. در مساجد، مقابر و خانقاهها، فضاهای باز یا نیمهباز همچون حیاط و صحن بهعنوان فضاهای میانجی عمل کرده و تجربه ورود به فضاهای مقدس تا فضای اصلی را تدریجی، تکرارشونده و معنادار کند (Arnheim, 1966, 12). در مرتبه ظاهر مخاطب در تقابل بیرون و درون فرصت دریافت پیام را پیدا میکند و این بینابینی دارای کیفیت انتقال میشود. (نمودار شماره 11)
نمودار شماره 11: بینابینی در مرتبه ظاهر و کالبد در معماری
کنش؛ باطن (ویژگیهای کارکردی- جنبههای احساسی قابل درک از پدیده)
بینابینی در این مرتبه امکان آماده شدن برای قرار گرفتن در ساحتی دیگر را نهتنها در مرتبة ظاهر بلکه در باطن نیز فراهم میکند. فواصل میان کنشها عاملی برای ایجاد فضای بینابینی، طمأنینه، گسترش و سرور است؛ مفهومی که در تقابل با شتابزدگی ناشی از تراکم رویدادها و تداخل امواج کنشها قرار میگیرد (احمدی، 1391: 132). اثر معماری هر چه ترکیب بهتری داشته باشد، پیوستگی اجزای آن کاملتر خواهد بود، این کیفیت باعث ایجاد حس کلیت در یک اثر میشود که از تعادل، انسجام و عدم انفصال اجزا در مرتبة باطن حاصل میگردد. مهمترین مفهوم در شکلگیری ساختارهای زنده در معماری؛ «مراکز نیرومند» است. ماهیت یک مرکز در گرو میدان نیروی ناشی از آن است و آنچه وی به عنوان مفهوم «کل» و کلیت از آن یاد میکند، اساساً در عمل بهمانند یک مرکز نیرومند پدیدار میشود (الکساندر، 1390؛ 119). در اینجا عالم معماری بهمانند یک کل واحد ترکیبی منسجم به نام بنا را میسازد. بنا محصول معماری در مرتبة روحانی و باطنی است و فضای بینابین محل اتصال به معناست. بینابینی در مرتبة باطن مجالی برای رسیدن به یک مقصد را با درک کامل از آن فراهم میکند به این ترتیب که فرصتی را در اختیار فرد قرار میدهد تا با درک کامل، فضا را تجربه کند و برای تغییر وضعیت و رسیدن به مقصد که همان تقرب و وصال است آماده شود. این فضاهای انتقالی، میتوانند فرصتهایی برای تفکر و خوداندیشی فراهم کنند. (ر.ک: Abdel & Pintos, 2022) این معنا در معماری متناظر با ایوان، هشتی، دالان، دهلیز و رواق است. درون و بیرون در یک ارتباط تعاملی قرار میگیرند و با یک گذر باطنی فرصت و لحظهای را در اختیار میگذارند تا فرد در تعامل با فضا فرصت برداشت و تفسیر را پیدا کرده و در تجربة مسیر رو به وصال، بینابینی، امکان دریافت را در اختیار مخاطب قرار میدهد. (نمودار شماره 12)
نمودار شماره 12: بینابینی در مرتبه باطن در معماری
واکنش؛ حقیقت درمیانگی (تعامل، جنبههای تاثیرگذار و متحولکننده)
ارتباط مرتبة حقیقت با معماری به اندازة دو مرتبة ظاهر و باطن مستقیم نیست؛ لذا وابسته به نگرههای عرفانی در مرتبة حقیقت است. مرتبة حقیقت سرآغاز حرکت از فنای سالک، توجه به کثرت و شهود حق و نیل به مقام بقای جاویدان است. یافتن ارتباط بین عرفان و معماری، بینابینی در مرتبه حقیقت را تجلی میبخشد. کیفیت معماری در مرتبة حقیقت فراتر از یک مرز کالبدی و جسمانی در عالم معماری است. شوق وصال در تبیین روابط میتواند ملاک انفصال باشد.(۲) در مسجد امام در میدان نقش جهان اشتیاق وصال به گنبدخانه با درد جدایی از میدان بهطور همزمان تجربه میشود و حقیقت این انفصال و اتصال تواما در کیفیت معماری فضای بینابینی بیرون و درون خلاصه میشود. در این مرتبه، بینابینی دیگر نقش نماد و نشانه را ندارد بلکه فراتر رفته و حضوری درونی را تاکید میکند. شولتز «حضور» را همتراز با مفهوم «فضاییت» هایدگر در نظر میگیرد. مفهومی که «در مکان بودن» را آشکارا بیان میکند (شولتز،1393؛ 51) جهت حرکت در این مرتبه با اشاره به هدف تقرب و وصال تکسویه و متعالی به سوی حریمی دارای ارزش و مقدس است. در مرتبة حقیقت، فرد مراتب ظاهری و باطنی را طی کرده، به حضوری همراه با تأمل و مکاشفه میرسد. بنابراین فضای بینابینی که جایگاه این درنگ تأملبرانگیز است؛ با کیفیت حضور، دارای ویژگیهایی همچون اشتیاق، ابهام و رازآلودگی میباشد. مفهوم جدایی و پیوند در این مرتبه معنایی متفاوت دارد؛ همانطور که اشاره شد مرتبة ظاهر دارای کیفیت تقابلی، مرتبة باطن کیفیت تعاملی و در مرتبة حقیقت این کیفیت توافقی است. پیوند درون و بیرون منجر به فضایی نو در عالم حقیقت و بنای از دل برآمده میشود.
نمودار شماره 13: بینابینی در مرتبه حقیقت در معماری
در یک جمعبندی از سه مرتبه درهمکنش، کنش و واکنش میتوان به نتایج زیر اشاره کرد (نمودار شماره 14):
نمودار شماره 14: مراتب بینابینی
بینابینی در مرتبه جسمانی، معانی موجود در مکان را شامل شده و ویژگیهای شکل و ظاهر را مطرح میکند. مخاطب با رویارویی در مرتبه توسط در مسیری قرار میگیرد که دارای جهت و ماهیت است. این حرکت عرضی و افقی دارای جهتی دوسویه بوده و ویژگی آن تقابل است. مخاطب در این مرتبه انتقالی، با درک انفصال و جدایی به دریافت پیام محیط پرداخته و به ساحت بعدی که بینابینی در مرتبه روحانی است وارد میشود. با ذهنی آزاد و آرام به معانی موجود در باطن میپردازد و ویژگیهای معنایی بر او آشکار میشود. مخاطب در مرتبه تقرب حرکتی تکسویه، باطنی و متعالی را تجربه میکند که ویژگی آن تعامل است. در این مرتبه مخاطب با بیقراری گذر را همزمان با برداشت و تفسیر، دریافت میکند تا به بینابینی حقیقی برسد. با روحی فارغ از تمامی تعلقات، با شوق وصال حق طی مسیر میکند. این مرتبه در معماری متناظر با بنایی از دل برآمده بوده که دارای کیفیت جاودانگی و ماندگاری است.
روش تحقیق
پژوهش حاضر از نظر هدف كاربردي و از نظر روش، کیفی-کمی (آمیخته) است و از حیث جمعآوری اطلاعات، نوعی تحقیق میدانی به شمار میرود. در ابتدا، با استفاده از مطالعات کتابخانهای، تعاریف و مفاهیم مرتبط با «بینابینی»، «انفصال»، «گذر» و «اتصال» و همچنین مؤلفههای فضای بینابینی از دیدگاه نظریهپردازان مختلف استخراج گردید. سپس، مسجد امام اصفهان بهعنوان نمونهای واجد شرایط جهت مطالعه موردی انتخاب شد.
نمونه مورد مطالعه در این تحقیق با بهرهگیری از روش چیدمان فضا7 و تحلیلهای تخصصی آن از طریق نرمافزارهای مرتبط، در رویکرد گراف دیداری مورد تجزیه و تحلیل بصری قرار گرفت. در این تحلیل، شاخصهایی چون «ارتباط» و «عمق قابل پیمایش» در نظر گرفته شد تا الگوهای فضایی و تعاملات موجود در فضاهای بینابینی بهطور دقیقتر شبیهسازی و تحلیل شوند.
در بخش کمی، جامعه مورد بررسی شامل تمامی صاحبنظران، اساتید، مسافران و گردشگران شهر اصفهان و همچنین شهروندان این شهر است که در مجموع به تعداد نامحدود برآورد میشود. برای تعیین حجم نمونه در این بخش، از فرمول کوکران استفاده شد. با توجه به نامحدود بودن حجم جامعه، کاربران مسجد امام در بازههای زمانی مشخص و در دفعات متغیر در طول هفته تعیین گردید. این افراد علاوه بر پرکردن پرسشنامه، در مصاحبههایی نیز شرکت کردند.
ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش، پرسشنامه است. جامعه آماری تحقیق در این بخش شامل 16 نفر از خبرگان معماران، صاحبنظران حوزه معماری و شهرسازی، و اساتید رشته معماری در مراکز آموزش عالی است. این افراد در حوزههای آموزش، پژوهش و اجرا، مرتبط با موضوع تحقیق فعالیت دارند.برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزارهای آماری مختلف شاملPLS ، SPSS و Super Decision استفاده شد. بهعلاوه، برای بررسی سوالات تحقیق از روش دلفی فازی و همچنین روش تحلیل شبکهای ANP و معادلات ساختاری (SEM) بهره گرفته شد.
نمودار شماره 15: فرآیند پژوهش
بحث و تحلیل یافتهها
در تحلیل و بررسی فضای بینابینی مسجد امام اصفهان، از دو روش تجزیه و تحلیل نرم افزاری (تحلیل کالبدی و عینی فضا) و برداشتهای میدانی (تحلیل ادراکی و ذهنی فضا) به منظور بررسی فصل و وصل استفاده شده است. همانطور که در مبانی نظری بررسی شد، ویژگیهای کالبدی و عینی فضاهای بینابینی، سازگار بر حالات ادراکی و ذهنی این فضا است. بر این اساس تطبیق سازگاری یا عدم آن طبق یافتههای پژوهش به این شرح تبیین میشود: در بخش تحلیل یافتههای کیفی، این پژوهش فضای بینابینی را دارای ویژگیهای درونگرایی، توالی حضور، جهتمداری و هویتبخشی به مکان میداند. درمیان بودن، یکی بودن، تقابل، رازآلودگی و ابهام، از مراتب توسط، در بینابینی است. در راستای تبیین الگویی مطابق یافتهها، مراتب سهگانه انفصال، گذار و اتصال، در مراتب سیر ظاهر به باطن تجربه میشوند.
حرکت ظاهر به ظاهر در مرتبه شکل و کالبد: برهمکنش، دارای ویژگیهای انفصال و جدایی، محل گذر ظاهری، مرز درون و بیرون و دارای محور و جهت دو سویه
حرکت ظاهر به باطن در مرتبه معنا: کنش، دارای ویژگیهای انعطافپذیری، انسجام و پیوستگی، فضایی برای مکث و تأمل و مهیا شدن ذهنی
حرکت درونی به سوی حقیقت در مرتبه جوهر: واکنش، متناظر با مفهوم انتزاعی یا ذهنی از روابط بین فضا، دارای ویژگی ابهامبرانگیز، عدم تعلق، وحدت، وقوف به حضور و حب و همدلی. مؤلفههای یاد شده در تعریف بینابینی و مراتب آن در جدول شماره 3 تنظیم شده است.
جدول شماره 3: مؤلفههای مؤثر در تعریف محدودهی بینابین و مراتب آنها
مؤلفههای مؤثر بر محدودة بینابین و مراتب آن در معماری | زیرمؤلفه | مؤلفههای مؤثر بر محدودة بینابین و مراتب آن در معماری | زیرمؤلفه | ||
کالبدی | تعادلو توازن | انفصال و جدایی | جوهری | تاثر | سردرگمی |
تضاد | سازگاری | عدم تعلق | تفاهم و توافق | ||
مرتبه توسط (در میان بودن) | دارای محور و جهت دو سویه | وحدت و یکی شدن | تکریم و احترام | ||
محل گذر ظاهری | مرز درون و بیرون | ابهامبرانگیز | رازآلودگی | ||
حرکت ظاهر به ظاهر | بیقراری | اشتیاق | |||
معنایی | انعطافپذیری | تداوم و پویایی | بعد و قرب | تظم و تعادل | |
سلسله مراتب | خلوت | آگاهی از مبدا و مقصد | تجرید | ||
همجواری، پیوند | انسجام و پیوستگی | مرتبه تقرب | محوری تکسویه | ||
فضایی برای مکث و تامل | مهیا شدن ذهنی | حُب و همدلی | وقوف و تذکر به حضور | ||
حرکت ظاهر به باطن | حرکت درونی به سوی حقیقت |
آنالیز مسجد امام اصفهان با استفاده از نرم افزار دپسمپ
آنالیزها از طریق نرم افزار دپسمپ 8و به دو صورت آنالیز حرکتی و بصری جهت شناسایی ویژگیهای کالبدی فضا انجام شده است و مؤلفههای مورد سنجش توسط این نرمافزار عبارتند از:
قابلیت یکپارچگی فضا، هرچه یکپارچگی فضایی بیشتر باشد، امکان انفصال، گذار و اتصال نیز بیشتر فراهم خواهد شد. میزان همبستگی، که به دو صورت همپیوندی محلی و همپیوندی عمومی بیان میشود. قابلیت درک فضایی، که رابطة مستقیمی با خوانایی در فضاهای بینابینی دارد.
شکل 3 رابطة همبستگی میان قابلیت اتصال و میزان همپیوندی را نشان میدهد. رنگ آبی نشانه کمترین میزان همبستگی و رنگ قرمز نشانه بیشترین میزان آن میباشد. میزان R2 در معادلة رگرسیون خطی مسجد امام اصفهان 74/0 میباشد. از آنجایی که همبستگی زیر 4/0 ضعیف، بین 4/0 و 7/0 متوسط و بالاتر از 7/0 قوی میباشد، بالاتر بودن این عدد از میزان 7/0 نشان از همبستگی بالای بین مؤلفهها دارد. مقادیر کمی مؤلفههای مورد سنجش در جدول 4 آمده است.
جدول شماره 4: بازخوانی مؤلفههای کالبدی فضای بینابینی در مسجد امام
مؤلفههای فضای بینابینی در مسجد امام اصفهان | همپیوندی | مکث | قابلیت اتصال | قابلیت انتخاب | بی نظمی | هماهنگی و یکپارچگی | شدت | طول خط | عمق متوسط | منطقه دید بصری | |
نام فضاهای مسجد | جلوخان | 4/7 | 91539 | 563 | 04/0 | 37/1 | 26/68 | 86/0 | 39/209 | 31/2 | 79/8558 |
هشتی | 2/7 | 24756 | 502 | 04/0 | 31/1 | 71/113 | 78/0 | 19/292 | 69/2 | 14908 | |
دالان کوتاه | 6/9 | 18724 | 763 | 12/0 | 27/1 | 53/1562 | 46/1 | 28/374 | 13/2 | 22371 | |
دالان بلند | 3/8 | 16379 | 802 | 20/0 | 35/1 | 83/2137 | 12/1 | 67/489 | 64/1 | 28164 | |
میانسرا | 5/12 | 512766 | 9516 | 40/0 | 73/1 | 75/2761 | 74/1 | 08/1101 | 99/1 | 395344 | |
ایوان جنوبی | 1/11 | 239543 | 7833 | 24/0 | 21/1 | 47/3284 | 68/1 | 47/168 | 32/2 | 364218 | |
گنبدخانه | 1/12 | 471626 | 7259 | 29/0 | 06/1 | 33/4916 | 57/1 | 20/915 | 61/1 | 222636 | |
شبستان | 1/11 | 239543 | 7833 | 33/0 | 74/1 | 67/2868 | 62/1 | 53/968 | 07/2 | 1/45395 |
مشاهدات میدانی مسجد امام اصفهان
مشاهدات میدانی شامل دو بخش میباشد: ثبت ردپای انسانی و ثبت رفتارهای انسانی. به این ترتیب 20 نفر بهصورت اتفاقی شامل مرد و زن در ردههای سنی متفاوت، انتخاب و رفتار حرکتی آنها مورد بررسی قرار گرفت. مسیر حرکت هر یک از افراد با خطی در نقشة مسجد مشخص شده است. سه گام اصلی در حرکتی که به وصال منجر میشود «انفصال، گذار و اتصال» میباشند. «اتصال» تبیینکننده موجودیت دو عنصر است که به هم متصل میشوند. در اتصال دو موجودیت، هر یک مجموعه ویژگیهای خود را به همراه میآورد و آنچه از ویژگیهایشان مشترک است در کنار هم قرار میگیرد و اتصال پدید میآید (حجت، 1394؛ 89). در عالم معماری گذار در وضعیت بینابینیِ دو موقعیتِ انفصال و اتصال است که نتیجة آن رسیدن است، بنابراین دارای اهمیت خاصی است. حاصلِ گذار از فضای بینابینی، آماده شدن و ایجاد حالت معنوی برای رسیدن و اتصال است و به مانند یک نقطة عطف ویژگیهایی همچون تدریجی بودن، تحول، جهتمداری و هدفداری برای آن مطرح میشود. بنابراین هر فضا بهواسطة کالبد، معنا و حقیقت خاص خود، موجبات بروز رفتارهای خاص انسانی را فراهم میآورد. ممکن است فضای بینابینی که در اینجا بهکرات تکرار میشود؛ بهواسطه شرایط کالبدی و معنایی مخاطب را به ایستادن یا نشستن (مکث، خیال و توهم)، راه رفتن (شوق وصال)، و یا صحبت کردن با همراهان خود، وادارد. از این حیث، اینگونه رفتارهای انسانی، ثبت و روی نقشة مسجد با نشانههایی که در جدول راهنمای علائم نقشه آمده است، علامتگذاری شده است.
نمودار 17: ترسیم ردپای بازدید کنندگان مسجد امام
نمودار 18: رفتار حرکتی بازدید کنندگان مسجد امام (هدایتی و سایرین، 1402)
تطبیق یافتهها در جلوخان مسجد امام اصفهان
نمودار 16: سیر حرکت از ظاهر به باطن جهت دست یافتن به حقیقت |
نمودار 19: معانی موجود در فضای جلوخان مسجد امام
تطبیق یافتهها در هشتی مسجد امام اصفهان
این مرتبه از بینابینی معماری، با مرتبة ظاهر متناظر است و ناحیة انتقال دارای ویژگی توسط با حرکتی دارای جهت عرضی و دو سویه میباشد. به این ترتیب که سلسله مراتب حضور طی میشود، در مرتبهای والاتر، فضای هشتی ورودی است که به جهت هم راستا شدن با قبله چرخشی 45 درجه ایجاد میکند. نتیجة این چرخش ابعاد نامساوی دالانهای دو طرف ایوان شمالی به سمت حیاط است.
نمودار 20: معانی موجود در فضای هشتی مسجد امام
تطبیق یافتهها در دالانهای ارتباطی مسجد امام اصفهان
بهواسطة چرخش 45 درجه، دو دالان شرقی و غربی با طولهای نامساوی شکل میگیرند و مخاطب از دالان کوتاهتر به میانسرا وارد میشود. این محدودة فضایی به شکلی نمادین به فرد فرصت میدهد تا با پی بردن به ویژگیهای معنایی بهتدریج به تحلیل بپردازد و از لحاظ روحی از هیاهو و دغدغههای جسمی فارغ شده و به تعاملی بین فضای بیرون و درون دست یابد. در این سیر فضای بینابین بهکرات تکرار میشود تا فرد به میانسرا برسد. در یافتههای نرمافزاری در تبیین میزان همپیوندی دالان کوتاهتر دارای میزان همپیوندی بالایی میباشد. بررسیهای میدانی نشان از آن دارد که این فضا بهدلیل اینکه تنها مسیر دسترسی به صحن است، تجمعپذیری بالا و همپیوندی مطلوبی دارد. نتایج برداشتهای میدانی نیز مبین همین حالت است.
نمودار 21: معانی موجود در فضای دالانهای مسجد امام
تطبیق یافتهها در میانسرا مسجد امام اصفهان
تحلیل یافتههای نرمافزاری و بررسیهای میدانی نشان از آن دارد که قسمت صحن مسجد بهدلیل سهولت دسترسی و دارا بودن میزان تجمعپذیری بالا از دید بازدیدکنندگان، دارای همپیوندی بالایی میباشد. نتایج حاصل از مشاهدات میدانی و تراکم خطوط نشان میدهد که بازدیدکنندگان از حیاط بهعنوان نقطه اتصال به سایر فضاهای مسجد بیشترین میزان عبور را داشتهاند و بیشتر افراد پس از ورود به صحن مسجد، به سمت گنبدخانه در حرکتند. در این مورد میتوان گفت که نتایج مشاهدات و خروجی نرمافزار باهم سازگاری دارد. لحظة ورود به میانسرا با دیدن گلدستهها، ارتباط خیال انسانی با ویژگیهای ساختار فضایی ایوان جنوبی ارتباط عاطفی را به تجربهکننده میبخشد، تحولی در او رخ میدهد و با بیقراری آمادة انتقال و رسیدن به مقصد نهایی که همان وصال میباشد، میشود.
نمودار 22: معانی موجود در فضای میانسرای مسجد امام
تطبیق یافتهها در گنبدخانه مسجد امام اصفهان
نتایج تجزیه و تحلیلهای نرمافزاری نشان میدهد (جدول شماره 4) که فضای گنبدخانه و پس از آن شبستان از یکپارچگی و هماهنگی بالاتری نسبت به سایر فضاهای مسجد برخوردار است. بررسیهای میدانی نشان میدهد که غالب مردم در فضای گنبدخانه مکث میکنند و تحتتأثیر تناسبات فضا قرار میگیرند. میزان و قابلیت کنترل گنبدخانه از سایر فضاها بیشتر و پس از آن حیاط در رتبههای بعدی قرار گرفتهاند. دید بصری فضای گنبدخانه از سایر فضاها بیشتر و بنابراین خوانایی این فضا نسبت به سایر فضاهای مسجد بیشتر است. از سویی دیگر با بررسی نتایج مستخرج از مشاهدات میدانی و تحلیل رفتارهای حرکتی بازدیدکنندگان، گنبدخانه بهعنوان فضایی که شفافیت بیشتری نسبت به سایر فضاها دارد، دارای میزان دید بصری بالاتری میباشد. در خصوص سه مؤلفه طول خط، شدت و عمق متوسط نیز فضای گنبدخانه بیشترین مقادیر را به خود اختصاص داده است.
نمودار 23: معانی موجود در فضای گنبدخانه مسجد امام
روش دلفی فازی جهت بررسی مؤلفههای مؤثر در تعریف محدودة بینابین و مراتب آنها در مسجد امام
برای بررسی تعاریف مفاهیم وجودی فضای بینابینی باید مؤلفههایی که در تعریف محدودة بینابین و مراتب آن در معماری مؤثرند را مورد بررسی قرار داد تا بتوان به یک مدل نظری جامع برای تحلیل ویژگیها و مراتب فضایی فضاهای بینابین فراهم آورد؛ بدین منظور برای تبیین ویژگیهای فضای بینابینی از پرسشنامه، تحلیلهای عددی نرمافزار SPSS و روش دلفی فازی استفاده شده است. در مرحله نخست پس از تکمیل پرسشنامهها توسط خبرگان، نتایج آن مورد بررسی قرار گرفت. بدینترتیب که مقادیر کیفی متغیرها به مقادیر کمی فازی تبدیل شده و میانگین فازی مربوط به هر معیار بهطور جداگانه تعیین شد. جهت فازی کردن متغیرهای کلامی از مقادیر جدول 5 استفاده شد:
جدول 5: تبدیل متغیرهای کلامی به اعداد فازی مثلثی
متغیرهای کلامی | عدد فازی مثلثی |
کاملا موافقم | (۱ ، 1 ، 9/۰) |
موافقم | (۱ ، 9/0 ، 7/۰) |
بدون نظرم | (7/0 ، 5/0 ، 3/۰) |
مخالفم | (3/0 ، 1/0 ، ۰) |
کاملا مخالفم | (۱/0 ، 0 ، ۰) |
جدول ۶: نتایج شمارش پاسخهای مرحله اول نظرسنجی پرسشنامه مقایسات زوجی
ردیف | شاخص | کامل موافقم | موافقم | بدون نظرم | مخالفم | کاملا مخالفم | ردیف | شاخص | کامل موافقم | موافقم | بدون نظرم | مخالفم | کاملا مخالفم |
1 | انفصال و جدایی | 10 | 5 | 0 | 1 | 0 | 11 | همجواری | 13 | 3 | 0 | 0 | 0 |
2 | تعادل و توازن | 8 | 6 | 1 | 1 | 0 | 12 | حریم | 12 | 3 | 0 | 1 | 0 |
3 | تضاد | 12 | 3 | 0 | 0 | 1 | 13 | حرکت ظاهر به باطن | 9 | 6 | 1 | 0 | 0 |
4 | سازگاری | 10 | 5 | 0 | 1 | 0 | 14 | تاثر | 11 | 2 | 1 | 0 | 1 |
5 | مرز درون و بیرون | 9 | 4 | 1 | 0 | 1 | 15 | سردرگمی- آرامش | 10 | 3 | 2 | 1 | 0 |
6 | حرکت ظاهر به ظاهر | 9 | 6 | 1 | 0 | 0 | 16 | تعلق | 10 | 3 | 1 | 0 | 1 |
7 | انعطافپذیری | 10 | 2 | 2 | 1 | 1 | 17 | تفاهم | 11 | 4 | 2 | 0 | 0 |
8 | تداوم و پویایی | 9 | 4 | 1 | 1 | 1 | 18 | وحدت و یکی شدن | 9 | 6 | 0 | 1 | 0 |
9 | سلسله مراتب | 8 | 7 | 1 | 0 | 0 | 19 | تکریم و احترام | 9 | 5 | 1 | 1 | 0 |
10 | خلوت | 11 | 3 | 0 | 1 | 1 | 20 | تجرید | 11 | 3 | 2 | 0 | 0 |
سپس میانگین فازی نظرات کلیه خبرگان در مورد هر معیار بهدست آمده و مقادیر آن فازی زدائی شدهاند. میانگین قطعی به دست آمده در جدول 7 نشاندهنده شدت موافقت خبرگان با هر کدام از مؤلفههای الگوی پژوهش میباشد.
جدول ۷: میانگین فازی نظرات خبرگان در مرحله نخست نظرسنجی و مقدار فازیزدایی شده پرسشنامه مقایسات زوجی
میانگین فازیزدایی شده | میانگین فازی | شاخص | ردیف | میانگین فازیزدایی شده | میانگین فازی | شاخص | ردیف | ||||
956/0 | 86/0 | 98/0 | 1/00 | همجواری | 11 | 891/0 | 78/0 | 91/0 | 96/0 | انفصال و جدایی | 1 |
903/0 | 81/0 | 93/0 | 96/0 | حریم | 12 | 855/0 | 73/0 | 88/0 | 94/0 | تعادل و توازن | 2 |
908/0 | 79/0 | 93/0 | 98/0 | حرکت ظاهر به باطن | 13 | 897/0 | 81/0 | 92/0 | 94/0 | تضاد | 3 |
813/0 | 73/0 | 83/0 | 86/0 | تاثر | 14 | 891/0 | 78/0 | 91/0 | 96/0 | سازگاری | 4 |
844/0 | 73/0 | 86/0 | 92/0 | سردرگمی- آرامش | 15 | 800/0 | 70/0 | 82/0 | 86/0 | مرز درون و بیرون | 5 |
806/0 | 71/0 | 83/0 | 86/0 | تعلق | 16 | 908/0 | 79/0 | 93/0 | 98/0 | حرکت ظاهر به ظاهر | 6 |
952/0 | 83/0 | 98/0 | 03/1 | تفاهم | 17 | 791/0 | 69/0 | 81/0 | 86/0 | انعطافپذیری | 7 |
884/0 | 77/0 | 91/0 | 96/0 | وحدت و یکی شدن | 18 | 808/0 | 70/0 | 83/0 | 88/0 | تداوم و پویایی | 8 |
861/0 | 74/0 | 88/0 | 94/0 | تکریم و احترام | 19 | 902/0 | 78/0 | 93/0 | 98/0 | سلسله مراتب | 9 |
897/0 | 79/0 | 92/0 | 96/0 | تجرید | 20 | 844/0 | 75/0 | 86/0 | 90/0 | خلوت | 10 |
با بررسی نتایج مرحله نخست نظرسنجی، میانگینهای فازیزدایی شده مؤلفهها در پرسشنامهای به خبرگان اعلام شد. با توجه به اینکه اعضای گروه خبره با شاخصها موافق بودهاند و میانگین قطعی معیارها همگی بالای ۴/۰ میباشد؛ در مرحله دوم نظرسنجی از خبرگان علاوه بر اطلاعات مربوط به میانگین نظرات کلیه خبرگان، نظر قبلی هر خبره نیز ثبت شد تا پس از مقایسه آنها، نظر جدید خود را در مورد مؤلفههای مؤثر بر محدودة بینابین ثبت کنند. همچنین در پرسشنامه دوم 3 مولفة آگاهی از مبدا و مقصد، حُب و همدلی و حرکت درونی که مؤثر بر محدودة بینابینی میباشند، نیز به نظر خبرگان اضافه شده است. سپس پرسشنامه مقایسات زوجی در دو مرحله دیگر فازیزدایی شد. با توجه به دیدگاههای ارائه شده در مرحلة دوم و مقایسه آن با نتایج مرحلة سوم، در صورتی که اختلاف بین دو مرحله کمتر از آستانة کم (1/0) باشد در این صورت فرآیند نظرسنجی متوقف میشود. میزان اختلاف بین مراحل دوم و سوم نظرسنجی در جدول 8 قابل مشاهده است:
جدول 8: اختلاف میانگین فازیزداییشده مرحله دوم و سوم پرسشنامه مقایسات زوجی
ردیف | شاخص | میانگین فازی زدایی شده مرحله 2 | میانگین فازیزدایی شده مرحله 3 | اختلاف | ردیف | شاخص | میانگین فازی زدایی شده مرحله 2 | میانگین فازی زدایی شده مرحله 3 | اختلاف |
1 | انفصال و جدایی | 831/0 | 908/0 | 077/0 | 13 | حرکت ظاهر به باطن | 891/0 | 920/0 | 030/0 |
2 | تعادل و توازن | 867/0 | 927/0 | 059/0 | 14 | تاثر | 902/0 | 908/0 | 006/0 |
3 | تضاد | 861/0 | 891/0 | 030/0 | 15 | سردرگمی- آرامش | 908/0 | 914/0 | 006/0 |
4 | سازگاری | 855/0 | 895/0 | 041/0 | 16 | تعلق | 920/0 | 908/0 | 013/0 |
5 | مرز درون و بیرون | 861/0 | 902/0 | 041/0 | 17 | تفاهم | 878/0 | 873/0 | 005/0 |
6 | حرکت ظاهر به ظاهر | 891/0 | 927/0 | 036/0 | 18 | وحدت و یکی شدن | 891/0 | 908/0 | 017/0 |
7 | انعطافپذیری | 848/0 | 902/0 | 053/0 | 19 | تکریم و احترام | 855/0 | 861/0 | 006/0 |
8 | تداوم و پویایی | 808/0 | 867/0 | 059/0 | 20 | تجرید | 897/0 | 873/0 | 023/0 |
9 | سلسله مراتب | 838/0 | 891/0 | 053/0 | 21 | آگاهی از مبدا و مقصد | 891/0 | 897/0 | 006/0 |
10 | خلوت | 819/0 | 872/0 | 053/0 | 22 | حُب و همدلی | 808/0 | 838/0 | 030/0 |
11 | همجواری | 867/0 | 914/0 | 047/0 | 23 | حرکت درونی | 908/0 | 914/0 | 006/0 |
12 | حریم | 855/0 | 908/0 | 053/0 |
|
|
|
|
|
با توجه به دیدگاههای ارائه شده در مرحله سوم و مقایسه آن با نتایج مرحله دوم، اختلاف میانگین قطعی مؤلفهها بین دو مرحله کمتر از آستانه کم (1/0) میباشد، بنابراین فرآیند نظرسنجی متوقف میشود و اعضای گروه خبره با تمامی مؤلفهها موافق بودهاند و این مؤلفهها براساس تکنیک دلفی فازی مورد قبول واقع شدهاند.
مدل ساختاری تحقیق
نمودار شماره 24: ضریب رگرسیونی مؤلفههایی مؤثر بر محدودهی بینابین درمیانگی
منظور از برازش مدل این است که تا چه حد یک مدل با دادههای مربوطه سازگاری و توافق دارد. لذا در این قسمت به ارزیابی برازش مدل مفروض پژوهش پرداخته میشود تا از سازگاری آن با دادههای پژوهش اطمینان حاصل گردد. بررسی برازش مدل مفهومی مدل در دو مرحله صورت پذیرفته است. نخست ارزیابی برازش بخش اندازهگیری مدل و دوم ارزیابی برازش بخش ساختاری مدل با استفاده از نرم افزار AMOS، که در ادامه در مورد آنها بحث شدهاست.
جدول 9: شاخصهای برازش مدل فرضیات فرعی پژوهش
شاخص | مجذور کای | CMIN/DF | CFI | NFI | RMSRA | GFI |
مدل مفهومی | 606/52 | 031/1 | 982/0 | 990/0 | 010/0 | 974/0 |
CFI و NFI، شاخصهایی هستند که برازش مدل پیشنهاد شده به مدل مستقل (که فرض میکند بین دادهها رابطهای وجود ندارد) را میسنجد و بهترتیب در مدل برابر 0.982 و 0.990 هستند. با توجه به این که مقادیر 0.9 و بالاتر قابل قبول میباشند، این اندازهها نیز نمایانگر برازش قابل قبول مدل هستند.
RMSEA، متوسط باقیماندههای بین همبستگی/ کوواریانس مشاهده شده نمونه و مدل مورد انتظار برآوردشده از جامعه است که بنابر توصیه لوهلین مقدار کمتر از 0.08 به معنای برازش خوب میباشد (ر.ک: Loehlin, 2004).
GFI نیز مقدار نسبی واریانسها و کوواریانسها را به گونه مشترک از طریق مدل ارزیابی میکند. ویژگی خاص شاخص GFI این است که به حجم نمونه بستگی ندارند. دامنه تغییرات این دو شاخص بین صفر و یک می باشد و مقدار برابر یا بزرگتر از 0.90 نمایانگر برازش مطلوب است. همانطور که در جدول شماره 9 آمده است مقدار GFI برابر 0.974 می باشد که نشانگر برازش مطلوب است.
نتیجهگیری
با توجه به تعاریف کلی و یافتههای تحقیق، فضای بینابینی از آن جهت اهمیت مییابد که بهعنوان یک حوزة انتقالی و اتصالی که در این پژوهش با عنوان فضای بینابین شناخته میشود، به تداومی کمک میکند که بیانگر نحوة پیوستگی شکل محدود با زمینة گستردة بدون مرز است. این فضا دلالت بر امکان برهمکنش و کنش مستمر آنها دارد. بنابراین فضای بینابینی، از تفکیک و یا تلفیق و یا ارتباط میان دو فضا به وجود میآید. جهت تشخیص و تعریف این فضا ابتدا باید ماهیت (مفهوم و کارکرد) دو فضای دیگر، یعنی داخل و خارج یا درون و بیرون و یا به شکلی کلیتر فصل و وصل شناسایی شود، سپس اقدام به تبیین ویژگیهای این فضا میشود. این امر با شناسایی سایر ابعاد و مفاهیم فضای بینابین و نیز رابطة آن با فضاهای اطراف از طریق نظم حاکم بر مجموعة معماری امکانپذیر خواهد بود که در بخش تطبیق یافتهها به آن پرداخته شده است.
در قسمت تحلیلی و پرسشنامهای، مؤلفههایی در تعریف محدودة بینابین و مراتب آن در معماری مشخص شدهاند تا بتوان به یک مدل نظری جامع برای تحلیل حدود مکانها در برهمکنش درون و بیرون معماری دست یافت که مبنایی برای جایگاه بهجا و بههنگام فضاهای بینابین فراهم آورده شود. نتایج نشان داد که مؤلفههای بررسی شده بهعنوان مؤلفههایی در تعریف محدودة بینابین و مراتب آن در معماری مؤثرند. همچنین مدل ساختاری نیز نشان داد که شاخصهای برازش مطلوب هستند.
بر اساس تحلیل انجام شده نتایج زیر قابلتعمق است.
بر اساس تحلیل مؤلفهها، به سه ویژگی مهم در مرتبة ظاهری فضای بینابین میتوان اشاره کرد: «مفصل، انتقال، تقابل»
فضای جلوخان مسجد امام که در مرتبه ظاهر و کالبد واقع شده دارای ویژگی مفصلی است. این ویژگی در معماری این مسجد وضعیت قبل را از بعد جدا کرده و بلافاصله به آن وصل میکند و باعث درک و شفافیت مقصد شود. مفصلی بودن این فضا باعث تفکیک فضاها شده و حدود مکان را تعیین و معماری را به بخشهای مشخص تقسیم میکند. فضای هشتی مسجد امام در مرتبة ظاهر به عنوان ناحیهای انتقالی عمل میکند که ارتباط میان درون و بیرون معماری را تسهیل میکند. این ویژگی در مرتبة ظاهر به توسط در معماری تعبیر میشود، لذا دارای جهتگیری دو سویه است. این فضا امکان ورود و خروج را فراهم میکند و این ویژگی در بخش هشتی، بهعنوان یک مسیر عبوری واضح تعریف میشود. دالانهای مسجد امام در مرتبه ظاهر نقطة تقابل درون و بیرون است که در مرتبة ظاهر با جهتگیری دو سویه عمل میکند. این فضا بهعنوان یک مرز مشترک، ویژگیهای کالبدی هشتی و ایوان را دربر میگیرد، به یکپارچگی معماری کمک میکند و مانند نقطة عطفی در گذر فرد از یک وضعیت به وضعیت دیگر، انعطافپذیری معماری را تقویت میکند. (نمودار شماره 25)
نمودار 25: بینابینی در مرتبه ظاهر- کالبد
حرکت تدریجی و مرتبهمند به سمت فضای میانسرای مسجد امام، به فرد این امکان را میدهد که از درک ظاهری به حضور واقعی برسد و مقصد را درک کند. مخاطب با گذر از مرتبه ظاهر در میانسرا، قبل از رسیدن به حضور واقعی در گنبدخانه، وضعیتی مبهم را تجربه میکند. این ابهام فضایی فرصت تأمل و کشف مفهوم نمادین فضا را فراهم میکند و به آن معنا میبخشد. در فضای میانسرا در مرتبه باطن، حدود فضا به مرزهایی غیرآشکار و خیالی تبدیل میشوند. فرد تحت تأثیر این فضای خیالی قرار میگیرد و حرکت به سوی گنبدخانه برای او به هدفی بزرگ تبدیل میشود. مؤلفههای عینی و ذهنی فضای میانسرا فرد را برای رسیدن به مقصد آماده میکنند و اصل تدریج در این فضا به وضوح نمایان میشود. این ویژگیها به پیوستگی میان اجزا و شکلگیری کلیت معماری کمک میکند. (نمودار شماره 26)
نمودار 26: بینابینی در مرتبه باطن- معنا
حضور در فضای گنبدخانه مسجد امام در پیشگاه مقصد همراه با دریافتی درونی مخاطب را دگرگون ساخته، از هرگونه تعلیق رها شده و بهسوی هدفی متعالی و مقصدی مشخص در قالب تقرب، به حرکتی دارای جهتی عمودی، تکسویه و هدفمند وامیدارد. گنبدخانه محل حیات، رشد و شکوفایی معماری است و آگاهی از محتوای پنهان آن برای درک کیفیت وصال، همراه با معنا هیجان و برانگیختگی، برای لذت از آن است. در این مرتبه از حضور میتوان ادعا کرد این بینابینیهای مکرر مسیری برای وصال حقیقی است. (نمودار شماره 27)
نمودار 27: بینابینی در مرتبه باطن- معنا
با این وصف تطبیق نتایج حاصل از خروجی نرمافزار در تبیین فضاهای بینابینی نشان از وجود یک تطابق در فضای بینابین با هدف انفصال و اتصال دارد.
بینابینی در معماری مسجد امام به حوزههای گذار و انتقالی اشاره دارد لذا در مکان ظاهر و جسمانی باعث تقابل و برهمکنش درون و بیرون شده و امکان انتقال را میسر میسازد؛ در مکان باطن و روحانی باعث تعامل و کنش درون و بیرون شده و امکان برداشت و تفسیر را فراهم میسازد؛ در مکان حق و حقیقت باعث توافق و واکنش بین درون و بیرون شده و یگانگی و وصال میسازد. (نمودار شماره 28) وصال به مقصد، همواره در سه مرتبة انفصال، گذار و اتصال صورت میگیرد و در طی طریق معماری نیز این کمال و معرفت در این سهگانه بهمنصة ظهور میرسد. توجه به توسط، تقرب و موضع گذر، کیفیت فصل و وصل در معماری را تعالی میبخشد و به معماری اصالت میبخشد و معماری را از حد یک ساختمان به معماری از دل برآمده و ماندگار ارتقاء خواهد داد. از نگاه این پژوهش راز جاودانگی و ماندگاری مسجد امام در اعصار مختلف، اهمیت و ارجحیت مفهوم فضا و کیفیت آن بالاخص در بررسی و شناسایی سیر ظاهر به باطن و حقیقت در گذار از فضای بینابینی و رسیدن به وصال غایی حاصل میشود. فرآورده، حاصل فرآیندی از دل برآمده، ماندگار و فارغ از محدودیت مکان و زمان است که برای مخاطب دیروز، امروز و فردا ماندگار و ارزشمند است.
نمودار 28: مدل مفهومی بینابینی در سه مرتبه کالبد- ظاهر، باطن– معنا و حقیقت– ذهن در دستیابی به وصال
پینوشت
۱. اين مقاله برگرفته از رسالة دکتري «پگاه شیرازپور» با عنوان «بازخوانی مفهوم وصال در معماری فضاهای بینابینی مساجد (شیعی) ساخته شده در دوره صفوی شهر اصفهان»، به راهنمايي دکتر «فرح حبیب» و مشاورهی دکتر «نسیم اشرافی» است.
۲. علینیای مطلق سه مرتبة حاصل از مراتب جسم، روح و حقیقت در معماري را بهترتیب متناظر با سرپناه، بنا و بنای درون نام نهاد. (علینیای مطلق، (1398) رساله دکتری تخصصی معماری دانشگاه یزد)
منابع
آرنهایم، رودولف (1392) پویهشناسی صور معماری، ترجمة مهرداد قیومی بیدهندی، تهران، سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت).
احمدی، فرهاد (1391) فصل و وصل در معماری سنتی ایران، مجله کیمیای هنر، شماره 3، صص 131-135.
اردلان، نادر و لاله بختیار (1379) حس وحدت سنت عرفانی در معماری ایرانی، ترجمة حمید شاهرخ، اصفهان، خاک.
الکساندر، کریستوفر (1390) سرشت نظم: ساختارهای زنده در معماری، ترجمة رضا سیروس صبری و علی اکبری، تهران، پرهام نقش.
بادآهنگ، ابوالفضل و حسین کلانتری خلیلآباد و کرامتاله زیاری (۱۴۰۱) شناسایی و تبیین پیشرانهای کلیدی مؤثر بر کیفیت منظر در بافتهای تاریخی شهرها (مطالعه موردی: محله سنگ سیاه شهر شیراز)، مجله علمی پژوهشی مطالعات شهر ایرانی اسلامی، شماره 50، صص 37-50.
بلیلان اصل، لیدا و ایرج اعتصام و سیدغلامرضا اسلامی (1390) نقش فضای بینابین در هویتبخشی به گستره فضایی بافتهای تاریخی ایران، مجله علمی پژوهشی هویت شهر، دوره 5، شماره 8، صص 59-71.
بلیلان اصل، لیدا و ایرج اعتصام و سیدغلامرضا اسلامی (1387) تأثیر فضای بینابین در پیوستگی فضای عناصر معماری و شهری در ایران با مطالعه موردی شهر تبریز، رساله دکتری تخصصی معماری، دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران.
پرتو، شیده و ویدا نوروز برازجانی و شروین میرشاهزاده (1401) بررسی مؤلفههای تأثیرگذار بر ادراک حس معنویت در فضای مساجد (مطالعه موردی: شش مسجد معاصر تهران)، مجله علمی پژوهشی مطالعات شهر ایرانی اسلامی، شماره 48، صص 29-40.
حجت، مهدی (1394) حضور و ظهور، شرحی بر سکوت و نور لویی کان، تهران، علمی.
حمصیان اتفاق، سمیه و حسین کلانتری خلیلآباد و محمد میرهای (۱۴۰۰) ارائه الگوی مدیریت اکوتوریسم با تأکید بر بافتهای اکولوژیک شهری (مطالعه موردی منطقه ۹ شهرداری اصفهان)، مجله علمی پژوهشی تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی، شماره 63، صص 335-359.
دانشمند، سارا و کاوه فتاحی (۱۴۰۱) چارچوب فرآیند ادراکی متعالیه بهمنظور ادراک کیفیت زیباییشناسی فضا (برهمگذاری دیدگاه علوم جدید و حکمت متعالیه) مجله علمی پژوهشی مطالعات شهر ایرانی اسلامی، شماره 50، صص 19-36.
دلزنده، علی و حیدر جهانبخش و حسین مرادینسب و محمدرضا بمانیان و حسن ذوالفقارزاده (1402) مرتبهبندی تعاریف و شیوههای نگرش به معماری اسلامی بر پایه شناختشناسی و هستیشناسی اسلامی، مجله علمی پژوهشی مطالعات شهر ایرانی اسلامی، شماره 54، صص 83-100.
طبسی، محسن و فهیمه فاضلنسب (1391) بازشناسی نقش و تأثیر جریانهای فکری عصر صفوی در شکلگیری ورودی مساجد مکتب اصفهان، تهران، نشریه علمی- پژوهشی هنرهای زیبا، دوره 17، شماره 3، صص 81-90.
علینیای مطلق، ایوب و رضا شکوری و رضا عینیفر (1398) چیستی مقام آستانگی در معماری و تأملی در برهمکنش درون و بیرون معماری، رساله دکتری تخصصی معماری دانشگاه یزد.
علینیای مطلق، ایوب و رضا شکوری و رضا عینیفر (1398) تبیین مفهوم آستانگی در برهمکنش درون و بیرون محدودهها در معماری، نشریه هنرهای زیبا، دوره 25، شماره 2. صص 31- 42.
قوچانی، محیا و سیدمحسن موسوی (1400) تأثیر جهت قبله بر سلسلهمراتب حرکتی در مساجد با واکاوی سبکهای معماری ایرانی- اسلامی، فصلنامه پژوهشهای معماری اسلامی، سال نهم، شماره 33، صص 45-57.
گروتر، یورگ کورت (1386) زیباییشناسی در معماری، ترجمة جهانشاه پاکزاد و عبدالرضا همایون، تهران، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.
محمدیان منصور، صاحب (1386) سلسلهمراتب محرمیت در مساجد ایرانی، نشریه هنرهای زیبا، شماره 29، صص 59-68.
مرتضوی، حسن و محمدرضا بمانیان و مجتبی انصاری (1397) ارزشهای معنایی در معماری آستانگی (نمونه موردی: مسکن سنتی شهر یزد) رساله دکتری تخصصی معماری، دانشگاه تربیت مدرس تهران.
مشایخی، محمد و محمدجواد مهدوینژاد (1393) الگوهای طراحی مسجد در معماری معاصر، فصلنامه پژوهشهای معماری، سال دوم، شماره 4، صص 1-15.
مهدوینژاد، محمدجواد و محمد مشایخی (1389) بایستههای طراحی مسجد بر مبنای کارکردهای فرهنگی- اجتماعی، دو فصلنامه علمی- پژوهشی معماری و شهرسازی آرمانشهر، شماره 5، تهران، صص 65-78.
میرسلامی، مهسا و علی عمرانیپور (1401) واکاوی نقش فضاهای ميانی در نظام توده - فضا و چگونگی آن بر نحوه رفتار جمعی (مطالعه موردی در عرصههای ميانی مساجد قزوين)، فصلنامه علم و محیطزیست، دوره 24، شماره 4، صص 47-60.
نقيبزاده، ميرعبدالحسين (1392) درآمدي به فلسفه. تهران، طهوري.
نوربرگ شولتز، کریستیان (1386) معنا در معماری معاصر غرب، ترجمة مهرداد قیومی، تهران، فرهنگستان هنر.
نوربرگ شولتز، کریستیان (1393) گزینهای از معماری: معنا و مکان، ترجمة ویدا نوروز برازجانی، تهران، پرهام نقش.
نیلفروشان، محمدرضا (1391) معماری ایرانی از آغاز تا دورة قاجاریه، تهران، هماندیشان.
هدایتی، فاطمه و جمالالدین سهیلی و کمال رهبریمنش (1402) تبیین رابطه پیکرهبندی فضاهای بینابین و کیفیت انعطافپذیری با تأکید بر تطبیقپذیری در مساجد جامع سلجوقی، نشریة علمی باغ نظر، دوره 20، شماره 126، صص 17-34.
de Botton, A. (2006) The architecture of happiness. Pantheon Books
Abdel, H., & Pintos, P. (2022, July 8). Interstitial spaces and public life: The overlooked interventions that weave our built environment. ArchDaily. Retrieved from.
Alexander, C. (2002) The nature of order (Vols. 1–4). Oxford: Oxford University Press.
Arnheim, R., & Zucker, W. M., & Watterson, J. (1966). Inside and outside in architecture: A symposium. The Journal of Aesthetics and Art Criticism, 25(1), 3–15.
Arnheim, R. (1982). The power of the center: A study of composition in the visual arts. Berkeley, CA: University of California Press.
Boettger, T. (2014) Threshold spaces: Transitions in architecture. Analysis and design tools. Birkhäuser.
Canter, D. (1997) The facets of place. In G. T. Moore & R. W. Marans (Eds.), Advances in environment, behavior, and design (Vol. 4): Towards the integration of theory, methods, research, and utilization (pp. 109–147) New York: Plenum Press.
Iranmanesh, A., & Denerel, S. B. (2023) Well-being as an effective aspect in the perception of vital in-between spaces within art and architecture faculties. Buildings, 13(6), 1467.
Mayhew, A. (2019) Architecture and the spaces in-between. Manifesto for the Canadian Architecture Forums on Éducation (CAFÉ). University of Calgary.
Norberg-Schulz, C. (1980) Genius loci: Towards a new phenomenology of architecture. London: Academy Editions.
Loehlin, J. C. (2004) Latent variable models: An introduction to factor, path, and structural equation analysis. Lawrence Erlbaum Associates.
Nooraddin, H. (1966) Al Fina: A study of “in-between” spaces along streets as an urban concept in Islamic cities of the Middle East with a case study in Cairo. Department of Town and Regional Planning, Faculty of Architecture, Trondheim, Norway.
Shamai, S. (1991) Sense of place: An empirical measurement. Geoforum, 22, 347–358.
The Metapolis dictionary of advanced architecture (city, technology, and society in the information age). (2003). Barcelona: European Union.
[1] * دانشجوی دکتری تخصصی، گروه معماری، دانشکده فنی و مهندسی، واحد پردیس، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران pegah.shirazpour@gmail.com
[2] ** نویسنده مسئول: استاد گروه معماری، دانشکده فنی و مهندسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران frh_habib@yhoo.com
[3] *** استادیار گروه معماری، دانشکده فنی و مهندسی، واحد پردیس، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
Ashrafi@pardisiau.ac.ir
[4] .واژه In-between معادل انگلیسی لغت بینابینی در فارسی است.
[5] . .American Heritage Dictionary
[6] . برگرفته از سیدی لغتنامه دهخدا، انتشارات دانشگاه تهران
[7] . Depth Map
[8] Depth map . تکنبکی برای بررسی و سنجش صحیح روابط میان عناصر کالبدی، فضایی، فعالیتها و فرایندهای اجتماعی