هوشهای چندگانه گاردنر؛ روایتی جذاب اما بی مبنا از ظرفیتهای هوشی ذهن
الموضوعات : تاریخ و ماهیت رشته فلسفهٔ تعلیموتربیت، مکاتب و رویکردهای فلسفهٔ تعلیموتربیت قدیم و جدید ،تاریخ اندیشه و عمل تربیتی (سیاستها، برنامهها، اقدامات و...) مفاهیم، گزارهها و نظریههای تربیتی آراء مربیان و فیلسوفان تربیتی روششناسی پژوهشهای تربیتی انواع تربیت مسائل تعلیموتربیت ایران و جهان برنامه درسی و آموزش در رشتههای گوناگون
1 - دانشگاه تهران
الکلمات المفتاحية: گاردنر, هوش, هوشهای چندگانه, IQ,
ملخص المقالة :
نظریه هوش های چندگانه گاردنر، یکی از پرنفوذترین نظریه ها در حوزه شناخت هوش و ظرفیت های شناختی ذهن انسان می باشد. این نظریه به طور گسترده از سوی کارگزارن تربیتی در سطح دنیا، مورد پذیرش قرار گرفت و مقالات و کتاب¬های متعددی برای شیوه اثرگذاری و هدایت فرایندهای تربیتی بر مبنای این دیدگاه شکل گرفت. اما همزمان نقدهای سختی نیز از زوایای فلسفی، عصب شناختی و تربیتی به این دیدگاه وارد شده است. در کشور ما این نقدها مورد توجه قرار نگرفته و با استقبالی کم نظیر این دیدگاه به کار بسته شده و حتی به اسناد رسمی نیز راه یافته است. حال آنکه، این دیدگاه، با شواهد معارض بسیاری روبرو شده و مبانی آن نیز با نقدهای سختی که غالبا، بی پاسخ مانده است مواجه گشته است. این مقاله با رویکردی تحلیلی، در سه حوزه فلسفی، علم اعصاب و تربیتی نقدهای وارد شده به این دیدگاه را مورد تحلیل قرار داده است و پاسخ های گاردنر و مدافعان دیدگاه وی را مورد سنجش قرار داده است. نتایج بررسی و تحلیل حاکی از آن است که دیدگاه گاردنر به رغم پذیرش گسترده ی خویش، با ابهامات و کاستی های جدی مواجه است و لازم است در کاربرد آن احتیاط لازم صورت پذیرد.
