اثربخشی پارادوکس درمانی بر سوگیری تصویر تن و راهبردهای مقابلهای بدنی افراد چاق با اختلال بدریختی بدن
محورهای موضوعی :
مهزاد سادات میریان
1
,
شهناز خالقی پور
2
,
علیرضا تقوایی
3
1 - گروه روانشناسی، واحد نایین، دانشگاه آزاد اسلامی، نایین، ایران
2 - گروه روانشناسی، واحد نایین، دانشگاه آزاد اسلامی، نایین، ایران
3 - گروه روانشناسی، واحد نایین، دانشگاه آزاد اسلامی، نایین، ایران
کلید واژه: پارادوکس درمانی, تصویر تن , راهبردهای مقابله¬ای بدنی, چاقی, اختلال بدریختی بدن,
چکیده مقاله :
مقدمه: وسواس بیشازحد نسبت به نقص درک شده در ظاهر در افراد چاق بر کیفیت زندگی آنها تاثیر می گذارد. هدف این پژوهش، اثربخشی پارادوکس درمانی بر سوگیری تصویر تن و راهبردهای مقابلهای بدنی در افراد چاق با اختلال بدریختی بدن است.
روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون - پسآزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری 49 نفر از افراد چاق با اختلال بدریختی بدن بودند که جهت درمانهای لاغری به کلینیکهای تغذیه مراجعه کردهاند. با روش نمونه گیری هدفمند 36 نفر از افراد واجد شرایط انتخاب و در دو گروه آزمایش (۱۸ نفر) و کنترل (۱۸ نفر) بهصورت تصادفی گمارش و پرسشنامههای وسواس فکری عملی ییل براون برای اختلال بدریختی بدن، چندبعدی رابطه خود-بدن (MBSRQ) و راهبردهای مقابلهای تصویر بدن (BICSI) را تکمیل کردند.
یافتهها: تحلیل دادهها با آزمون تحلیل کوواریانس تک راهه نشان داد پارادوکس درمانی بر کاهش سوگیری تصویر تن تاثیر مثبت داشته و ارزیابی مثبت از ظاهر و تناسب اندام و رضایت از بدن را افزایش داده و گرایش به ظاهر و وزن ذهنی را کاهش داده است. همچنین بر راهبردهای مقابلهای بدنی (کاهش ترمیم ظاهر و اجتناب و افزایش پذیرش مثبت منطفی)مؤثر بود ( 05/0 ≥( p .
نتیجهگیری: با توجه به اینکه پارادوکس درمانی میتواند به تقویت وضعیت عاطفی مراجع کمک کند و او را در درک غیرمنطقی بودن واکنشهای احساسیاش یاری دهد، این رویکرد میتواند به توسعه راهبردهای سازگارانهتر در زمینه تصویر بدن در اختلال بدریختی بدن پیشنهاد شود.
Introduction: Excessive fixation on perceived flaws in appearance among overweight individuals negatively impacts their quality of life. This study aimed to evaluate the effectiveness of paradoxical therapy on body image bias and coping strategies in overweight individuals with body dysmorphic disorder.
Method: This research utilized a semi-experimental design with pre-test and post-test measures, including a control group. The statistical population comprised 49 obese individuals with body dysmorphic disorder who sought weight loss treatments at nutrition clinics in 2023. A purposive sampling method was employed, resulting in a sample of 36 eligible participants, who were randomly assigned to two groups: the experimental group (18 individuals) and the control group (18 individuals). Participants completed the Yale-Brown Obsessive Compulsive Scale for body dysmorphic disorder, the Multidimensional Body-Self Relations Questionnaire (MBSRQ), and the Body Image Coping Strategies Inventory (BICSI).
Results: Data analysis using one-way analysis of covariance (ANCOVA) revealed that paradoxical therapy significantly reduced body image bias and enhanced positive evaluations of appearance, fitness, and body satisfaction. It also decreased preoccupation with subjective appearance and weight, while proving effective in coping strategies related to body image by reducing appearance fixation and avoidance and increasing positive rational acceptance (p ≤ 0.05).
Conclusion: Given that paradoxical therapy can improve clients' emotional states and help them recognize the irrationality of their emotional responses, this approach is recommended for developing more adaptive strategies regarding body image in individuals with body dysmorphic disorder.
