بازخوانی مفهوم مکان- زمان در آرمانشهر جهانشناختی اسلام برای هدایت جریانات فکری شهر معاصر ایرانی (خاستگاه اندیشه: تأملی بر مکتب اصفهان)
الموضوعات : Characteristics of the Islamic Iranian city
1 - استادیار گروه شهرسازی، دانشکده جامعه و رسانه، واحد اصفهان (خواسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران
الکلمات المفتاحية: آرمانشهر, حکمت متعالیه, مکان- زمان, جریانات اندیشه¬ای, شهر معاصر ایرانی,
ملخص المقالة :
آرمانشهر در تمدن اسلامی برخاسته از آیات قرآن است. آرمانشهرگرایی برای تشکیل جامعهای آرمانی بهدنبال تعارض وضع موجود و ایدهآلهای بشری شکل میگیرد. زمان- مکان به عنوان بستر شکلدهنده به ساختار فرمی و محتوی آرمانشهر نقش مهمی در این زمینه دارد. هدف این پژوهش بازخوانی بنیانهای اندیشهای در شکلگیری فرم و محتوی زمان و مکان در آرمانشهر اسلامی با وامداری از اندیشۀ اجتماعی فضا است که با روش کیفی و با وامداری از پارادایم تفسیری و رویکرد بنیادی به دو مفهوم زمان و مکان از طریق استدلال استقرایی پرداخته است تا به تحلیل نوینی از مباحث نظری- فلسفی شهر دست یابد. مباحث نظری منتخب، با تأکید و تأملی بر آرای دوران طلایی از اندیشه جهان اسلام؛ یعنی حکمت متعالیه و مکتب اصفهان؛ و با تأکید بر مولفۀ فلسفۀ اجتماعی شهر است. برای تحلیل دادههای کتابخانهای و اسنادی از روش تحلیل موضوعی محتوی منابع کلیدی و توصیف مفهوم زمان و مکان و ارتباط با دیگر مفاهیم سازندۀ آنها استفاده میشود. نتایج تحلیل موضوعی حاکی از آن است که بنیانهای اندیشه در آرمانشهر اسلامی برای کاربست در جریانات اندیشهای شهر معاصر ایرانی ناشی از سه امر قدسی، ساختاری، تجربی (کنشی) است که در ظرف امر فضایی- زمانی شکل میگیرد. این بنیانها در خاستگاه ایدئولوژی خاص جامعۀ پذیرنده، سنت خاصی را مبتنی بر خاستگاه جغرافیایی ترسیم میکند که برای کاربست در جامعۀ معاصر ریشه در سه اصل وحدت (مبتنی بر ساختار)؛ تجلی (مبتنی بر کنش فاعلی) و سلوک (مبتنی بر عقلانیت و نظام بومی) دارد. فضا و زمان باید بهعنوان میانجیگر در شکلدهی به شبکۀ ارتباطی این سه اصل در یک الگوی چندوجهی به اقتضای شرایط معاصر ایران خصلتی سازشی (ناشی از فرهنگ پرستاری)؛ آستانهای (بهدلیل شرایط بینابینی جامعه)؛ خودتنظیمی (بهواسطۀ شرایط تهاجمی در تاریخ جغرافیا) و خیالانگیزی (به واسطۀ هنر و خلاقیت) ساختار یابد. نتایج پژوهش با توجه به نقش آیندهنگاری آرمانشهرها در حل تعارضات مکانی- زمانی و برای کاربست در شهر معاصر ایرانی از 4 راهبرد برای رهایی از این تناقض میان وضع موجود و آرمان بهره میگیرد که این چهار راهبرد عبارتند از: راهبرد اقتضایی همزمانی- همزیستی؛ انطباقی پیوستگی- انسجام؛ تدافعی ریتم- تداوم و تهاجمی نمایشی- خلاقانه.
